تبلیغات
پورتال علمی و آموزشی royaflash

آدرس آی پی:
سیستم عامل:
نسخه: بیت
اندازه تصویر:

پورتال علمی و آموزشی royaflash

ستیز من تنها با تاریکی است شمشیر نمیکشم چراغ می افروزم
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت

نویسندگان

تقویم


دسته بندی

لینک های سایت
موضوعات
اسلاید های آموزشی و[3]
کتاب و کتاب خوانی و[8]
شما چه فکرمیکنید ؟ (جدید) قسمتی برای شما و[1]
علمی و[105]
حقیقت و[57]
کامپیوتر و[64]
شبکه و امنیت شبکه و[12]
تالار بحث و گفتگو ( کامپیوتر ) و[2]
هک و[2]
linux و[26]
عرفان و فلسفه و[227]
عقیده ها و نظرات و[51]
آرایشی و زیبایی و[14]
روانشناسی و[61]
آیا میدانید و[34]
سلامتی و[25]
ادبی و[16]
اجتماعی و[16]
ورزشی و[4]
عمومی و[40]
تاریخ و[26]
دین و[17]
سرگرمی و[1]
اهرام مصر و[4]
بیوگرافی افراد و[22]
دنیای جاوا و[8]
کاریکاتور و[1]
هیپنوتیزم و ماورا الطبیه و[1]
دانلود نرم افزار و[5]
عجایب جهان ، یوفوها و موجودات فرا زمینی و[10]
اصطلاحات و[8]
توصیه ها و[5]
عجیب تر از علم (درمورد پدیده هایی که علم کنونی جوابی نتوانستهاند پیدا کنند) و[21]
سخنان حکیمانه و[4]
تالار بحث و گفتگو (*طوفان مغزی * بارش مغزی*)(عمومی) و[1]
عکس و[19]
آشپزی (گیاهخواری ) و[6]
آشپزی (سوپ ها) و[8]
آشپزی (سالاد) و[9]
آشپزی (دسر ها) و[7]
آشپزی (شیرینی) و[1]
sami yosof و[9]

نظر سنجی

آیا شما از اینکه در ایران زندگی میکنید راضی هستید ؟





لینک های روزانه

قالب وبلاگ
تاپ اسکین >> قالب وبلاگ و ابزار وبمستر

ارسال لینک

بخش ویژه

بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
بازدید کل:
کل مطالب:
[Translate to English]
RSS     ATOM
موضوع: عمومی  | نویسنده: yashar | تاریخ: شنبه 11 تیر 1390

دوستان و همراهان گرامی چون شما منحصر به فرد هستید ونمیتوان مانند شما را در این منظومه یافت پس خود را کوچک جلوه  ندهید و کوچک نشمارید  ما به نظرات شما منحصر به فردان نیازمندیم

نظر بدهید حتی اگر به نظر شما اهمیتی ندارد  نظر بدهید در باره این سایت مطالب آن و هر آنچه که میاندیشید

اندیشه شما برای ما با اهمیت است .

مطمئن باشید وقت زیادی از شما را نمیگیرد

باتشکر .

 دوستان عزیز . وبلاق شخصی من در زمینه گنو/لینوکس , ... در آدرس : http://royaflash.wordpress.com  میباشد . همچنین مطالب در زمینه های مختلف رو میتونید  در سایت بنده به آدرس http://www.royaflash.com بخونید .


موفق باشید .

 

 

 


همچنین میتوانید برای خواندن موضوعات مورد علاقه خود ، در طرف راست بر سر موضوع مورد علاقه خود  کلید کنید

بعد از کلید در موضوع مورد نظر برای مثال بخش علمی آدرس زیر را میبینید http://royaflash.mihanblog.com/post/category/3 برای دیدن 25 مطلب دیگر در بخش مورد نظر  آدرس زیر در مرورگر http://royaflash.mihanblog.com/post/category/3/page/2  تایپ کنید که به شماره 2 در آخر توجه کنید که متغیر میباشد کهدمیتواند 3 یا 4 یا ... باشد که هرکدام به 25 مضوع دیگر شما را راهنمایی میکنید همچنین میتوانید درقسمت صفحات نیر با کلید کردن بر روی شماره مورد نظر این کار را انجام دهید .

 

نظر هم یادتون نره .



موضوع: عرفان و فلسفه  | نویسنده: yashar | تاریخ: دوشنبه 19 اسفند 1387

تلاش كنید

 

تلاش كنید همان گونه باشید كه می گویید.

 

تلاش كنید همان گونه رفتار كنید كه از دیگران انتظار دارید.

 

تلاش كنید همان گونه رفتار كنید كه گرفتار عذاب وجدان نشوید.

 

تلاش كنید تا راست گویی و صداقت عادت شما شود.

 

تلاش كنید همیشه دنبال یادگیری باشید.

 

تلاش كنید با پیدا كردن دوستان جدید دوستان قدیمی را هم حفظ كنید.

 

تلاش كنید برای خوب كار كردن خوب هم استراحت كنید.

 

تلاش كنید همیشه برای اطرافیانتان جذاب باشید.

 

تلاش كنید اگر از كسی رنجیده اید، با خود او صحبت كنید، نه پشت سر او.

 

 تلاش كنید وقتی به موفقیتی می رسید، آنهایی كه در این راه به شما كمك كرده اند را فراموش نكنید.

 

تلاش كنید تا عهدی شكسته نشود و اگر هم می شكند ،شما نباشید.

 

تلاش كنید تا باور كنید دیگران وظیفه ای در قبال شما ندارند و عامل سعادت یا شقاوت هر كس خود اوست.

 

تلاش كنید قدردان لطف دیگران باشید و با رفتار و گفتارتان آنها را از محبت پشیمان نكنید.

 

تلاش كنید به هر چیز آنقدر بها بدهید كه استحقاقش را دارد.

 

تلاش كنید دنیا را با زیبایی هایش ببینید.


موضوع: عرفان و فلسفه عقیده ها و نظرات  | نویسنده: yashar | تاریخ: دوشنبه 19 اسفند 1387

گابریل گارسیا مارکز

 

چیزی که من آموختم

 

در ۱۵ سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم.

 

در ۲۰ سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده‌ای ندارد، حتا اگر با مهارت انجام شود.

 

در ۲۵ سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت‌ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت‌ساعته محروم می‌کند.

 

در ۳۰ سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه‌ی مرد است و جاذبه، قدرت زن.

 

در ۳۵ سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چیزی است که خود می‌سازد.

 

در ۴۰ سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را انجام دهیم که دوست داریم؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم.

 

در ۴۵ سالگی یاد گرفتم که ۱۰ درصد از زندگی، چیزهایی است که برای انسان اتفاق می‌افتد و ۹۰ درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند.

 

در ۵۰ سالگی پی بردم که کتاب، بهترین دوست انسان است و پیروی کورکورانه بدترین دشمن وی.

 

در ۵۵ سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.

 

در ۶۰ سالگی متوجه شدم که بدون عشق می‌توان ایثار کرد؛ اما بدون ایثار هرگز نمی‌توان عشق ورزید.

 

در ۶۵ سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را که میل دارد نیز بخورد.

 

در ۷۰ سالگی یاد گرفتم که زندگی مسئله‌ی در اختیار داشتن کارت‌های خوب نیست؛ بلکه خوب بازی کردن با کارت‌های بد است.

 

در ۷۵ سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می‌کند نارس است، به رشد و کمال خود ادامه می‌دهد و به محض آن‌که گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.

 

در ۸۰ سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن، بزرگ‌ترین لذت دنیا است.

 

در ۸۵ سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست.


موضوع: حقیقت عرفان و فلسفه روانشناسی  | نویسنده: yashar | تاریخ: دوشنبه 19 اسفند 1387

خانه تكانی باورها

  چقدر خوبه كه هر از گاهی باورهایمان را یه مروری كنیم. بد نیست ادم چند وقت یه بار ذهنیات و تفكراتش رو خانه تكانی كنه .واضح تر بگم.ما در مورد رفتار و افكارمون بیشتر از اونیكه فكر كنیم بر حسب عادت فكر میكنیم و عمل میكنیم. برای چند لحظه بدون تعصب این مطلب رو بخونیم. قبول؟!

قبل از ادامه بحث ازمایش زیر را بخوانید خیلی جالب و خواندنی است:

باور ها

 دانشمندان برای بررسی تعیین میزان قدرت باورها بر كیفیت زندگی انسانها آزمایشی را در « هاروارد یونیورسیتی » انجام دادند :

 80 پیرمرد و 80 پیرزن را انتخاب كردند . یك شهرك را به دور از هیاهو برابر با 40 سال پیش ساختند . غذاهای 40 سال پیش در این شهرك پخته میشد . خط روی شیشه های مغازه ها ، فرم مبلمان ، آهنگها ، فیلم های قدیمی ، اخباری كه از رادیو و تلویزیون پخش میشد ، را مطابق با 40 سال قبل ساختند . بعد این 160 نفر را از هر نظر آزمایش كردند :

  تعداد موی سر ، رنگ موی سر ، نوع استخوان ، خمیدگی بدن ، لرزش دستها ، لرزش صدا ، میزان فشار خون ... بعد این 160 نفر را به داخل این شهرك بردند ، بعد از گذشت 5 الی 6ماه كم كم پشتشان صاف شد ، راست می ایستادند ، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بین رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان ، رنگ موهای سر شروع به مشكی شدن كرد ، چین و چروكهای دست و صورت از بین رفت .

  علت چه بود ؟

  خیلی ساده است . آنها چون مطابق با 40سال پیش زندگی كردند ، باور كرده بودند 40 سال جوانتر شده اند .

  انسانها همان گونه كه باور داشته باشند می توانند بیندیشند . باورهای آدمی است كه در هر لحظه به او القا میكند كه چگونه بیندیشد .

  اصولا فرق بین انسانها ، فرق میان باورهای آنان است . انسانهای موفق با باورهای عالی ، موفقیت را برای خود خلق میكنند . انسانهای ثروتمند ، باورهای عالی و ثروت آفرین دارند كه با اعتماد به نفس عالی خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال كسب ثروت میروند و به لحاظ باورهای مثبتشان به ثروت مطلوب خود میرسند .

  قانون زندگی قانون باورهاست . باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است . توانمندی یك انسان را باورهای او تعیین می كند ..

  انسانها هر آنچه را كه باور دارند خلق میكنند . باورهای شما دستاوردهای شما را در زندگی میسازند . زیرا باورها تعیین كننده كیفیت اندیشه ها ، اندیشه ها عامل اولیه اقدامها و اقدامها عامل اصلی دستاوردها هستند

 

حكایت دوم:

انیشتین می‌گفت : « آنچه در مغزتان می‌گذرد، جهانتان را می‌آفریند. »

استفان کاوی (از سرشناسترین چهره‌های علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است که می‌گوید:« اگر می‌خواهید در زندگی و روابط شخصی‌تان  تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی‌تان ایجاد کنید باید نگرش‌ها و برداشت‌هایتان را عوض کنید .» 
 او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی، ملموس‌تر می‌کند:« صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم. تقریباً یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد. بچه‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می‌کردند. یکی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می‌کشید و خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه‌ها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود،  اصلاً به روی خودش نمی‌آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: «آقای محترم! بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان را بگیرید؟» مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی‌گردیم که همسرم، مادر همین بچه‌ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چه بگویم. نمی‌دانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد.»

  استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می‌پرسد:« صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی‌بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ » و خودش ادامه می‌دهد که:« راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی‌دانستم. آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و....

 اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می‌خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم .»

« حقیقت این است که به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض می‌شود. کلید یا راه حل هر مسئله‌ای این است که به شیشه‌های عینکی که به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه‌ای ببینیم و تفسیر کنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است

 

 

 

فقط 10 دقیقه بشینیم تو یه جای خلوت و تك تك طرز فكر ها و رفتارهایی كه بطور نا خود اگاه عادتمون هست مرور كنیم.میدونید چه اتفاقی میافته؟

اگر واقعا بدون تعصب تك تك اعمال و افكارمون رو مرور كنیم به خوبی میتونیم خوب و بدهاش رو از هم تفكیك كنیم. خوبها و به درد بخور هاش رو تقویت كنیم و بدها وكثیف هاش رو دور بندازیم تا بیش ازاین تو زندگیمون دست و پامون رو نگیره. انسان به طور ذاتی بدون اینكه نیاز به اقا بالا سری داشته باشه توانایی تشخیص خوب و بد رو داره. مگه نه؟؟؟!!!

 

&&&

خب منظورم از این خانه تكانی چیه؟:

تو ادبیاتمون بهش میگن:

چشمها رو باید شست .جور دیگر باید دید.....

تو ادبیات عرفانی مون هم بهش میگن:

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم......فلك را سقف بشكافیم و طرحی نو در اندازیم

با كلاسها هم بهش میگن:

مهندسی مجدد یا ری انجینیرینگ:Re-Engineering

بزرگان هم بهش میگن:

مراقب افكارت باش كه گفتارت میشود مراقب گفتارت باش كه  رفتارت میشود مراقب رفتارت باش كه عادتت میشود.مراقب عادتت باش كه شخصیتت میشود و مراقب شخصیتت باش كه سرنوشتت میشود..

مذهبی ها هم بهش میگن:

یك ساعت تفكر بهتر از هفتاد سال عبادت

قانون فعالیت های ذهن ناخودآگاه:

ذهن ناخود آگاه شما موجب میشود همه گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد كه با تصویر ذهنی و باورهای شما هماهنگ است.

ذهن ناخود آگاه شما بسته به اینكه چگونه برنامه ریزی میكنید می تواند شما را به پیش ببرد یا از پیشرفت باز دارد.

توی این خانه تكانی ذهن و رفتار چه اتفاقاتی میافته:

*بعضی باورهاوذهنیتها رو باید تمیز كرد و غبار زمان رو ازش دور كرد ،سر و سامانی داد ، خیلی محكم تر اوونها رو حفظ كرد و بهش بها داد.چه باورهای قشنگی داشتیم كه به مرور زمان و دود زندگی یكنواخت سیاهی بهش نشسته و باید با چاشنی خاطره سر و سامانی بهشون داد و دوباره در ردیف اول قفسه باورهامون قرار بدیم

** بعضی از اوون باورها رو كه اتفاقا از بس بهشون عادت كردیم خیلی هم دم دست قرار گرفتند و همیشه مزاحمی برای دیدن باورهای قشنگمون هستند،باید برای همیشه فراموش كرد و در زباله دان فراموشی قرار داد.

***اگر خوب به این باورها دقت كنیم میبینیم كه بسیاری از رفتارهایمان ناشی از باورهایی است كه از انها بیزار هستیم.ولی از بس در درون نا خود اگاهمان به انها عادت كردیم وجود انرا فراموش كرده ایم.

جالب است كه در این كنكاش متوجه رفتارهایی میشویم كه به دلیل انتقام از كسانیكه در حق ما ظلمی كرده اند و به انها دسترسی نداریم به طور ناخوداگاه از اطرافیانمان انتقام میگیریم.!در صورتیكه آنها شاید خیلی هم ما را دوست داشته باشند ولی این نفرت به قدری در درون ما نفوذ كرده كه علاقه انها را نه تنها درك نمیكنیم بلكه به طریقی سعی در ازردن انها داریم.

**** مثل اینكه  مطلب داره پیچیده میشه.

****ضمنا اگر خوب دقت داشته باشیم با تفكراتی در درون خود مواجه میشیم كه اتفاقا خیلی هم به كارمان امده و در برابر مشكلات زیادی از اونها استفاده كردیم ولی از بس كه همیشه در دسترسمون بوده قدرش رو ندونستیم و فراموشش كردیم و گذاشتیمش كنار. و حالا كه با مشكل مواجه میشیم یادمون رفته كه چه ابزار خوبی رو كنار گذاشتیم و میتونستیم ازش استفاده كنیم. حالا كه داریم افكارمون رو زیر و رو میكنیم خوبه كه دوباره اون باورها و ابزارها رو گرد گیری كنیم و ازشون استفاده كنیم.




موضوع: عقیده ها و نظرات  | نویسنده: yashar | تاریخ: دوشنبه 19 اسفند 1387

 جرالد سلنته Jerald Celente

 که از استعداد خارق العاده ای در پیش بینی روند سیاسی و اجتماعی و اقتصادی حوادث برخوردار است، معتقد است که در آینده ای نه چندان دور سربازان استخدام شده توسط دولت آمریکا، شورشیان آمریکائی را در کمپ های گروهی در بند خواهند کرد.

سلنته معتقد است آمریکا به زودی شاهد شورشها و طغیانهای اجتماعی نظیر آنچه که اخیرا در یونان اتفاق افتاد، خواهد بود. دلیل این امر نیز وضعیت پیش رونده رکود تورمی(
Stagflation) در آمریکا می باشد که دولت آمریکا را ناگزیر به استفاده از نیروهای مسلح برای مقابله با بحرانهای اجتماعی احتمالی خواهد کرد.

پیش بینی های سلنته تا کنون واقعا شگفت انگیز بوده است. او مدیر ارشد اجرائی فکرانباره "انستیتوی تحقیق در روند"(
Trends Research Institute) است که سقوط شوروی، سقوط بازار در سال ١۹۸۷ و بحران مالی عظیم آمریکا را در سال ٢٠٠۶ پیش بینی کرده بود و سپس در سال ٢٠٠٧ پیش بینی کرد که ٢٠٠٨ سال "وحشت بزرگ" خواهد بود. سلنته هم چنین پیش بینی سقوط ۹٠ درصدی دلار و افزایش بهای طلا به مرز ٢٠٠٠ دلار در هر اونس (امروز ٢٢ دسامبر ۸٣٠ دلار) را می کند. نظرات او در شبکه های خبررسانی اصلی آمریکائی بارها مطرح شده است.

در مصاحبه ای با
Lew Rockwell، سلنته اظهار می دارد: دلیل بحرانها و آشوبهای اجتماعی در آمریکا شرایط رو به وخامت رکود تورمی است که بدلیل عمیق شدن این شرایط شورشهای اجتماعی همانند آنچه که اخیرا در یونان و ایسلند شاهد بودیم، به وقوع خواهد پیوست. سلنته در ادامه اضافه می کند: "وقایعی که اخیرا در یونان اتفاق افتاد هیچ ارتباطی با کشته شدن یک نوجوان ١۵ ساله نداشت، این حادثه تنها جرقه ای بود برای شعله ور شدن کوهی از احساسات دشمنی ناشی از اهانت و تحقیر مردم یونان و نیز نسبت به رسوائی ها و فساد دولت مردان یونان. وضعیت کاملا مشابهی در حال حاضر در آمریکا در حال وقوع می باشد."

وی با تکرار پیش بینی اش در مورد وقوع انقلاب و شورش در آمریکا تصریح می کند: "اولین نشانه های آشوب های اجتماعی تا قبل از پایان سال جاری قابل مشاهده خواهد بود." او می افزاید: "گروهی از سربازان آمریکائی به منظور حفاظت از امنیت داخلی و سرکوب شورشها به داخل مرزهای آمریکا بازگردانده شده اند." سلنته می گوید: "صحبت از راه اندازی مراکزی است برای زندانی کردن افراد دستگیر شده در جریان طغیانهای خیابانی و هم چنین استخدام نیروهای ضد شورش برای مقابله با وضعیت مزبور.."

او همچنین از قرارداد نیم میلیارد دلاری یکی از شرکتهای زیرمجموعه شرکت هالی برتون به نام
KBR برای احداث مراکز بازداشتگاهی تحت عنوان "اورژانس ملی" پرده برمی دارد. هدف این بازداشتگاهها در ظاهر توقیف مهاجران غیرقانونی ولی در حقیقت بازداشت شورشیان آمریکائی است. سلنته می گوید: "ما در دوره ای هستیم که عقل گرائی تقریبا مطرود شده است و این شرایط در حال پیشروی به سوی دشمنی مردم با سیاستمداران است."

او اظهار می دارد که : "شکاف در جامعه آمریکائی محتمل است و حرکتهای جدائی طلبانه در آمریکا کاملا قدرتمند است." در پایان سلنته می گوید: "در حال حاضر دولت مالک و اداره کننده بزرگترین شرکتهای وام دهنده مسکن، صاحب بزرگترین شرکت بیمه و به زودی صاحب درصدی از سهام شرکتهای نفتی خواهد شد. بنابراین شورشی که در پیش است حرکتی است علیه یک حکومت تمامیت خواه و طغیانی است برای بهتر شدن وضعیت اجتماعی و اقتصادی

 

 

در همین زمینه نیزیک دیپلمات روسی  گفت  آمریكا از منطقه آلاسكا نیز عقب‌نشینی خواهد كرد تا بار دیگر این منطقه در حاكمیت روسیه قرار گیرد

 یك دیپلمات مشهور روسی با بررسی بحران‌های اخلاقی و اقتصادی آمریكا پیش‌بینی كرد كه این كشور در سال 2011 فروپاشی شده و به 6 كشور مستقل تقسیم خواهد شد.

"ایگور فنرین " یكی از دیپماتهای روسیه اعلام كرد كه ایالات متحده امریكا در سال 2001 فروپاشی می‌كند و كشور قدرتمند دیگری جای این كشور را خواهد گرفت.


ایگور فنرین كه مدیر یك مدرسه دیپلماتیك است در ادامه پیش‌بینی‌های خود گفت كه "باراك اوباما " رئیس‌جمهور آمریكا در سالهای آینده از طریق حكومت نظامی بر این كشور حكمرانی خواهد كرد، اما آمریكا در سال 2011 به 6 كشور مستقل تقسیم شده و روسیه و چین جای این كشور را خواهند گرفت.


این دیپلمات روسی در ادامه پیش‌بینی‌های خود گفت كه این دو كشور واحد پول یكسانی را ارائه می‌كنند كه جایگزین دلار خواهد شد و در پی این حوادث، آمریكا از منطقه آلاسكا نیز عقب‌نشینی خواهد كرد تا بار دیگر این منطقه در حاكمیت روسیه قرار گیرد.


ایگور كه پیش از این در سازمان جاسوسی اتحادیه شوروی سابق (كا گ ب) فعالیت داشت و هم‌اكنون نیز یكی از مشهورترین سخنگو‌های تلویزیون روسیه به شمار می‌رود، در سخنانی در مدرسه دیپلماسی روسیه گفت كه حتی احتمال زیادی دارد كه حادثه فروپاشی آمریكا در سال 2010 نیز روی دهد، اما این سخن وی با دلایل دیپلماتیك كافی همراه نیست.


وی در ادامه سخنان خود خاطرنشان كرد كه با وجود فوایدی كه این حادثه برای روسیه دارد و بعد از آن چین و روسیه قویترین كشورهای جهان خواهند شد، اما وی شخصا آرزوی فروپاشی آمریكا را ندارد.


فنرین ادامه داد: آمریكائیها در انحطاط اخلاقی شدیدی به سر می‌برند و به علت استفاده از سلاحهای گرم در مدارس و تعداد بالای همجنس‌بازان در این كشور با فشارهای شدید روانی دست و پنجه نرم می كنند.


بحران اقتصادی خطرناك و ورشكستگی بانك‌ها از دیگر عوامل پایان سیطره آمریكا بر بازارهای جهانی به شمار می‌رود.




موضوع: linux  | نویسنده: yashar | تاریخ: جمعه 16 اسفند 1387

مقایسه امنیت در ویندوز و لینوکس

مقدمه

در چند ساله اخیر یکی‌از مباحث داغ پیرامون مقایسات بین سیستمهای عامل[1] لینوکس[2] و ویندوز[3]،بحث امنیت بوده است. کارشناسان از دیدگاهها مختلف به این موضوع پرداخته اند و هریک در مورد این مبحث نظریاتی داده اند. کاربران عادی نیز صرفنظراز دیدگاه کارشناسی مباحثی را پذیرفته اند که با تصورات آنها - که اغلب غیر کارشناسانه نیز هست - بیشتر سازگاری داشته باشد.

هدف از این مقاله که گردآوری شده نظرات کارشناسان و کاربران در شبکه اینترنت بوده و از انجمنهای گفتگو گرفته تا مقالات تخصصی را شامل می‌شود، ارائه دیدگاهی است که خوانندگان بتوانند بر اساس استدلال منطقی، نسبت به میزان امنیت این دو سیستم عامل قضاوت نمایند.

در این مقاله سعی بر ارائه مطالبی در خصوص ویروسهای کامپیوتری و امنیت دو سیستم عامل ویندوز و لینوکس داریم.

ویروس کامپیوتری[4] چیست؟

همانگونه که از نامش پیداست و همگان میدانند، ویروس کامپیوتری یک برنامه مخرب است (البته شاید هم غیر مخرب!) که دو خاصیت اساسی دارد:

الف- بطور خودکار و بدون اجازه و خواست کاربر اجرا می‌شود

ب- بطور خودکار و بدون اجازه و خواست کاربر تکثیر می‌شود

یک ویروس کامپیوتری برای انجام دو مأموریت فوق احتیاج به یک بستر دارد. این بستر غالبا در پرونده های اجرائی[5] سیستمهای عامل برای ویروسها فراهم می‌شود. که ممکن است از طریق پرونده های آلوده، رایانامه[6] آلوده یا طرق دیگر وارد سیستم شود.

نگاهی دقیقتر به مراحل اجرای یک پرونده اجرائی در سیستم عامل می‌اندازیم. این کار در سه مرحله کلی صورت می‌گیرد:

مرحله ۱: سیستم عامل در ابتدا نوع پرونده‌ی مورد نظر را از نظر اجرائی بودن بررسی می‌کند.

مرحله ۲: مجوزهای اجرا[7]ی پرونده توسط کاربر، بوسیله سیستم بررسی می شود.

مرحله ۳: در صورت اجرائی بودن پرونده و داشتن مجوز اجرا توسط کاربر، فرآیند اجرای آنرا به انجام می رساند.

حال ببینیم هر یک از سیستمهای عامل لینوکس و ویندوز چگونه مراحل فوق را به انجام می رسانند:

الف - ویندوز:

مرحله ۱: نحوه شناسائی پرونده های اجرائی در ویندوز، «پسوند»[8] آنهاست. یعنی‌ویندوز یک پرونده را که پسوند exe یا com یا bat داشته باشد اجرائی فرض کرده و در صورتی که exe یا com باشد آنرا بصورت دودوئی(binary) و اگر bat باشد آنرا بصورت فرمانهای اجرائی اعلان دستور[9] سیستم، اجرا می نماید.

مرحله ۲: در حالت پیش فرض همه پرونده ها برای همه کاربران در ویندوز مجوز اجرا دارند. البته این موضوع به نوع سیستم پرونده[10] نیز وابسته است و در صورتی که شما از سیستم پرونده امن ویندوز(مانند NTFS) استفاده نکنید اصلا هیچ نوع مجوزی وجود ندارد که بررسی شود! یعنی‌همه مجازند هرکاری بکنند![11]

مرحله ۳: اگر یک پرونده از دو مرحله فوق رد شود و به این مرحله برسد، حال تمام سیستم اعم از سخت افزار، نرم افزار، سرویسها و ... در اختیار او خواهند بود تا اجرا شده و خدمات مورد نیاز کاربر را ارائه نماید. در واقع ویندوز از اینجا به بعد هرچه برنامه اجرائی بخواهد در اختیارش قرار میدهد. به این دلیل است که بعضی پرونده ها و برنامه های غیر مخرب نیز بعد از اجرا ممکن است عملکرد سیستم را متوقف[12] نمایند. البته در نسخه های جدید ویندوز (از 2000 به بعد) یک برنامه امنیتی در سیستم عامل و در لایه Application آن، قرار داده شده که از خرابکاری پرونده های اصلی سیستم عامل جلوگیری بعمل آورد. اما اکثر مواقع این برنامه امنیتی در محافظت از سیستم پرونده ناموفق عمل نموده است.

نتیجه: شما میتوانید هر پرونده ای را در سیستم عامل ویندوز بعنوان اجرائی به آن معرفی کنید![13] بنابراین حتی‌در بعضی‌موارد لازم نیست در آن پرونده ویروس وجود داشته باشد، اجرای کدهای نامفهوم برای سیستم در بسیاری موارد موجب مضرات فراوان می‌شود که ساده ترین آنها توقف عملکرد سیستم یا همان «هنگ کردن» معروف است.

ب- لینوکس:

مرحله ۱: لینوکس پرونده های اجرائی را از روی سرنام[14] داخل پرونده ها شناسائی میکند که قابل تغییر توسط کاربر نیستند[15]. در واقع داشتن یا نداشتن پسوند هیچ تغییری در رفتار لینوکس برای یک پرونده اجرائی نخواهد داشت. چرا که یک پرونده اجرائی در لینوکس حتماً اجرائی است حتی‌اگر پسوند آن jpg یا wav باشد!

مرحله ۲: مجوز اجرا برای کاربر از مهمترین بخشهای یک پرونده در لینوکس است. بعبارت دیگر یک پرونده اگر هم از نظر سرنامهایش اجرائی باشد، مجوز اجرا توسط آن کاربر خاص باید وجود داشته باشد تا پرونده اجرا شود. در حالت پیش فرض مجوز اجرا فقط برای پرونده های خاص و فقط برای مالک آن پرونده - که آنرا ایجاد نموده - وجود دارد. همچنین در هنگام نسخه برداری از پرونده ها مجوزهای اجرا حذف می گردند.

مرحله ۳: حالا نوبت اجرای پرونده است. در صورتی که پرونده قابل اجرا باشد و مجوز کافی برای اجرای آن توسط کاربر وجود داشته باشد، سیستم عامل تمام امکانات سیستم مانند سخت افزار، نرم افزار و سرویسها و ... را که آن کاربر مجوز دسترسی به آنها را دارد در اختیار پرونده می‌گذارد که خدمات مورد نیاز را به کاربر ارائه نماید.

توضیح تکمیلی: در سیستم عامل لینوکس همه چیز بصورت پرونده دیده میشود و توسط یک ساختار یکپارچه پرونده[16] کنترل می‌گردد. به این صورت که اطلاعات مربوط به پروسه‌های[17] سیستم در مسیری بعنوان proc/ و پرونده های رابط سخت‌افزارهای[18] سیستم در مسیری بعنوان dev/ نگهداری شده و برای همه آنها حق دسترسی[19] تعریف می‌شود. محتویات این پوشه ها در زمان راه اندازی سیستم بصورت پویا[20] ایجاد شده و در زمان خاموش شدن سیستم از بین می روند.

نتیجه : یک برنامه اجرائی امکان اجرا و همچنین تکثیر خودکار در سیستم عامل لینوکس را نخواهد داشت.

نگاهی گذرا به ساختار داخلی سیستمهای عامل ویندوز و لینوکس:

ویندوز: یک سیستم عامل تک کاربره[21] است! بله درست متوجه شدید سیستم عامل ویندوز یک سیستم عامل با طراحی تک کاربره و چند وظیفه‌ای[22] است که کاربران مختلف را بصورت وظایف مختلف سیستم عامل مدیریت میکند. بنابراین، کاربران بعنوان وظایف سیستم عامل شناسائی شده و به آنها مانند دیگر وظایف (فقط با تقدم[23] بیشتر) پرداخته می‌شود. به همین دلیل است که با ورود کاربران مختلف به یک سیستم، بار بسیار زیادی به آن سیستم وارد می‌آید و سیستم بطور چشمگیری کند می‌شود.

از سوی دیگر ویندوز یک سیستم عامل طراحی شده بر پایه Micro Kernel است. (البته به گفته مقامات و کارشناسان مایکروسافت) معنی این ساختار این است که همه آنچه در سیستم است در خارج از هسته[24] سیستم عامل رخ می‌دهد و هسته فقط پیامهای مربوط به بخشهای مختلف را به موقع به بخش دیگر می‌رساند. اگر واقعا اینطور باشد میزان توقف سیستم عامل و از کار افتادن سرویسها و خدمات تقریبا به صفر میرسد، اما در عمل آنچه می بینیم یک رابط گرافیکی سنگین است که جزء لاینفک ویندوز بوده و بار زیادی را به سیستم تحمیل میکند و در صورتی که کاربر نخواهد از محیط گرافیکی استفاده کند، خوب هیچ چاره ای ندارد، باید استفاده کند!

لینوکس: لینوکس یک سیستم عامل چند کاربره[25] و چند وظیفه ای بوده و از ابتدا به این صورت طراحی شده است. این بدین معنی است که سیستم عامل برای هر کاربر به محض ورود به سیستم یک نشست[26] جدید ایجاد مینماید و همه نیازمندیهای کاربر در قالب آن نشست برآورده می‌شود. حال اگر در اثر اجرای دستور یا برنامه‌ای مخرب، مشکلی ایجاد شود، خوب! هیچ جای نگرانی‌نیست. فقط نشست و پرونده های مربوط به آن کاربر دچار مشکل شده و آسیب می‌بیند و به محیط کاربران دیگر و همچنین پرونده های سیستم هیچگونه آسیبی نمی‌رسد. (البته اگر این کاربر «مدیر»[27] نباشد)

نکته دیگر اینکه طراحی لینوکس بر پایه Monolitic Kernel است. این بدین معنی است که برخی از نیازهای سیستم عامل می تواند در هسته گنجانده شود و بصورت یکپارچه کنترل و هدایت شود. این گونه است که می‌توان کلیه نیازها را در زمان درخواست و احتیاج واقعی کاربر، فعال نموده وبرای آن، منابع[28] اختصاص داد و یا برخی نیازهای ثابت را درون هسته گنجاند تا سیستم از سرعت و عملکرد بهتری برخوردار شود. لینوکس به دلیل نوع طراحی هسته و سیستم پرونده‌اش رفتاری همانند یونیکس [29] را انجام می‌دهد.

اما مبحث آخر، برخی می‌گویند «چون لینوکس به اندازه زیاد استفاده نمی‌شود هنوز برای آن ویروس نوشته نشده است»! نظر این افراد را به برخی آمارهای جهانی که به راحتی از طریق اینترنت قابل دسترس می باشند جلب می نمایم:

- پایداری[30] و قابلیت اطمینان[31] این سیستم عامل به حدی است که بیش از ۷۰ درصد سرویس دهنده‌های جهان بر روی آن کار میکنند (www.netcraft.com)

- دلایل فوق و همچنین سرعت و انعطاف پذیری لینوکس باعث شده است تا بیش از ۷۵ درصد از برترین سوپرکامپیوترهای جهان از این سیستم عامل استفاده نمایند.(www.top500.org)

- ۹۰ ٪ کاربران خانگی از ویندوز استفاده میکنند. 

آیا کسانی که ویروس می نویسند خرابکاری بر روی ایستگاه کاری یک کاربر که در خانه خود نشسته است را به خرابکاری بر روی سرویس دهنده هزاران کاربر ترجیح میدهند؟!

مسلم است که جواب منفی است. اما نوشتن ویروس برای ویندوز بسیار آسان و دست یافتنی بوده و در مقابل ویروس نویسی برای سیستمهای مانند یونیکس (مثل لینوکس) اگر ناممکن نباشد بسیار بسیار مشکل و دردسر ساز خواهد بود.

در نهایت با پیدا شدن یک حفره امنیتی در سیستم عامل متن باز[32] لینوکس، بیش از ۴۰۰ هزار برنامه نویس سراسر جهان در کمتر از یک ساعت آن مشکل را بر طرف مینمایند(والبته در بیشتر موارد به دلیل باز بودن کد، قبل از انتشار حفره امنیتی و آسیب رسیدن به سیستمهای عملیاتی این کار انجام می شود) در صورتیکه حفره هائی در سیستم عامل ویندوز موجود است که پس از گذشت چندصد روز هنوز مایکروسافت اقدام به رفع آن نکرده است.

باید به این نکته نیز توجه داشت که همیشه در ویندوز ابتدا فاجعه اتفاق می افتد و بعد وصله امنیتی - پس از مدتها - به دست کاربر می‌رسد، اما در لینوکس بیش از ۹۵٪ موارد قبل از رخ دادن فاجعه، مشکل توسط برنامه نویسان سراسر جهان - که تعدادشان ۱۰ برابر تعداد کل کارکنان شرکت مایکروسافت است! - برطرف می‌شود.

محمد تشکری
[1] Operating Systems
[2] GNU/Linux
[3] Microsoft Windows
[4] Computer Viruses
[5] Executable Files
[6] eMail
[7] Execute Permission
[8] Extension
[9] Command Prompt
[10] File System
[11] این در نسخه های پائینتر ویندوز مانند ۹۵و ۹۶و۹۷و۹۸وME صدق میکند و در صورت استفاده از سیستم پرونده FAT32 در نسخه های بالاتر
[12] HANG
[13] کافیست پرونده را تغییر نام داده و پسوندش را عوض کنید
[14] header
[15] با کوچکترین تغییر، پرونده دیگر اجرائی نخواهد بود.
[16] File Hierarchy System
[17] Process
[18] Devices
[19] Permission
[20] Dynamic
[21] Single User
[22] Multi Tasking
[23] Priority
[24] Kernel
[25] Multi User
[26] Session
[27] root
[28] resource
[29] UNIX Like
[30] Stability
[31] Reliability
[32] opensource

منبع مقاله:
http://alef.ir/content/view/37713/



موضوع: روانشناسی  | نویسنده: yashar | تاریخ: پنجشنبه 15 اسفند 1387

شماره تولد شما چند است؟ روشی ساده برای پی بردن به شخصیت افراد

آیا میدونید كه تاریخ تولدمون نشون میده كه ما چه كسی هستیم ؟ برای چه كاری مناسب هستیم ؟ و توانایی های ما در چه زمینه ای است؟همچنین این تاریخ خاص به این نكته اشاره میكنه كه چه چیزهایی رو باید یاد بگیریم و در آینده با چه مشكلات و موانعی رویرو خواهیم شد . تصور شما چیه ؟ واقعا" فكر میكتید یك عدد میتونه این همه راز در خود نهفته داشته باشه؟ باری پاسخ به این سوال باید شماره تولد خودتون رو پیدا كنید و بعد با خصوصیات پیشنهادی كه ارائه میشه مطابقت دهید.


برای بدست اوردن شماره تولد خود..تمامی شماره های تولد خودوت رو مثل مثال زیر آنقدر با هم جمع كنید تا یك عدد یك رقمی بدست بیاد
فرض میكنیم شما متولد 5 مهر 1357 هستید.مهرماه ، ماه هفتم سال است پس :
5+7+1357 = 1369 =1+3+6+9 = 19 = 1+9 = 10 = 1+0 = 1

یك ، شماره تولد شماست و اكنون میتوانید آنچه را كه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید

شماره 1 : خالق و مبتكر
شماره 2 : پیام آور صلح
شماره 3 : قلب تپنده زندگی
شماره 4 : محافظه كار
شماره 5 : خلاف عرف و ناهماهنگ با جماعت
شماره 6 : رمانتیك {عاشق پیشه} و احساساتی
شماره 7 : عاقل و خردمند
شماره 8 : آدم كله گنده
شماره 9 : اجرا كننده و بازیگر





موضوع: آیا میدانید حقیقت کامپیوتر  | نویسنده: yashar | تاریخ: پنجشنبه 15 اسفند 1387

جالب‌ترین دروغ های سیزده

خوب حتمآ چیز هایی راجع به دروغ سیزده یا همان اول آپریل می‌دانید. در این روز مردم خیلی از کشور ها به عنوان یک رسم به همدیگر یک دروغ درست و حسابی می‌گویند که البته شرکت های بزرگ و حتی رسانه ها هم از این موضوع عقب نمانده و یک دروغ جنجالی به مردم می‌گویند. البته همین دروغ ها خیلی وقت ها باعث ایجاد دردسر هم می‌شوند مثلآ مردم بعضی از خبر های واقعی و مهم را دروغ می‌پندارند و این خود مشکلاتی را به بار می‌آورد.

Google Paper

۱- Gmail Paper: یکی از دروغ های بزرگ شرکت گوگل معرفی سرویس جدیدی به نام Gmail Paper بود ، گوگل به مردم وعده داد که از این به بعد می‌توانند ایمیل های خود را روی کاغذ برای فرد مورد نظر ارسال کنند. یعنی شما ایمیل را می‌نوسید و گوگل آن را چاپ می‌کند و به آدرس پستی گیرنده می‌برد.

گوگل حتی وعده داده بود که عکس های ضمیمه شده در ایمیل با کیفیت بالا روی کاغذ های مخصوص چاپ می‌شوند. و همه‌ی اینها کاملآ مجانی است.

اطلاعات بیشتر…

Google TiSP

۲- Google TiSP: در جریان یکی از دروغ های بسیار بزرگ ، گوگل اعلام کرد به مردم از طریق شبکه‌ی فاضلاب اینترنت وایرلس رایگان ارائه می‌کند. به این صورت که متخصصان گوگل شبکه‌ی فاضلاب را با فیبر نوری پوشش می‌دهند و شما فقط کافی است در سایت ثبت نام کنید تا پکیج مخصوص گوگل به همراه راهنمای نصب برای شما ارسال شود. سپس کابل مخصوص را به Router وایرلس وصل کرده و سر دیگر آن را درون توالت انداخته و سیفون را می‌کشید. حالا دست هایتان را بشورید و از اینترنت لذت ببرید.

فقط تصور کنید روزی را که پارس آنلاین همچین ادعایی بکند !!

اطلاعات بیشتر…

-

!!سیستم جدید پیج رنک گوگل

۳- Google PigeonRank: در جریان یکی از شوخی های گوگل صفحه‌ای در سایتش درست کرد مبنی بر تکنولوژی گوگل و اینکه چگونه گوگل با این سرعت بهترین نتایج را نشان می‌دهد و آنها را به ترتیب مفید بودن لیست می‌کند. گوگل نوشته بود با کمک کبوتر ها ! به این صورت که وقتی شما یک عبارت را سرچ می‌کنید ابتدا نتایج با سرعت خیلی بالا برای کبوتر ها به نمایش در می‌آید و به خاطر حافظه‌ی خوب کبوتر در به خاطر سپردن وضعیت اجسام او کوچک ترین تغییر در سایت را می‌بیند و به دستگاه مربوط یک بار نوک می‌زند و به این ترتیب سایت های زنده و فعال به خوبی مشخص می‌شوند. هر یک نوک کبوتر را یک Pigeon Rank می‌گویند و سایت هایی که رنک بیشتری داشته باشند در صدر نتایج جستجو قرار می‌گیرند.

گوگل در ساختن صفحه های دروغین چنان مهارت و جدیتی به خرج می‌دهد که جای شکی برای کسی باقی نمی‌ماند ، مثلآ در صفحه‌ی Pigeon Rank نوشته عده‌ای سعی می‌کنند با گذاشتن عکس غذای کبوتر و… نوک های بیشتری کسب کنند که البته این راهشان عملی نیست!

شاید الان به نظر شما خیلی احمقانه به نظر برسد ولی وقتی برای اولین بار این خبر را در صفحات گوگل به صورت خیلی جدی ببینید احتمالآ شما هم باور می‌کنید. حتی بعضی از وبلاگ نویس های بزرگ نیز بلافاصله خبر را منتشر کردند ، آنها هم باور کرده بودند.

اطلاعات بیشتر…

البته در نظر داشته باشید که فضای چند گیگابایتی جیمیل آن هم زمانی که بیشترین فضا ها ۵ تا ۶ مگابایت بود هم در روز اول آپریل معرفی شد و خیلی ها اول فکر کردند این فقط یک شوخی است. گوگل از این ترفند استفاده کرد که این خبر به عنوان شوخی گوگل توسط مردم پخش شود و سپس اعلام کند که او عین حقیقت را گفته است که نتیجه همین سرویس پرطرفداری شد که الان می‌بینید. پس اگر امسال هم چیز عجیبی از گوگل شنیدید زود قضاوت نکنید.

کوییدیچ در فضا - تصویر روز ناسا - NASA

۴- کوییدیچ درفضا: در اول آپریل سال ۲۰۰۷ ناسا در قسمت تصویر روزانه‌اش اعلام کرد اولین مسابقه‌ی کوییدیچ در فضا برگزار شده و آمریکا نیز روسیه را شکست داده و گوی طلایی را زود‌تر بدست آورده.
کوییدیچ یک بازی تخیلی است و اولین بار توسط J.K Rowling در کتاب های هری پاتر معرفی شد.

-

کشف آب در مریخ

۵- کشف آب در مریخ: ناسا در اول آپریل سال ۲۰۰۲ اعلام کرد منابعی از آب را روی مریخ (Mars) کشف کرده. تصویر این خبر فقط یک لیوان آب بود که روی دو تا شکلات مارس گذاشته شده بود. (Water On Mars)

-

گجت های فوق العاده پیشرفته - دوست دختر روبات - فلش مموری مغز

۶- گجت های فوق‌العاده پیشرفته: سایت IWoot گجت های فوق العاده‌ پیشرفته‌ای مثل دوست دختر روبات و Memory Stick مخصوص مغز را معرفی کرد که جنجال بزرگی به راه انداخت.

سایت ThinkGeek هم هر سال گجت های دروغین زیادی معرفی می‌کند که لیست آنها را می‌توانید در اینجا ببینید.

-کم شدن جاذبه زمین در اثر یک پدیده نجومی

۷- کاهش جاذبه‌ی زمین: در سال ۱۹۷۶یکی از منجمان به نام Patrick Moore به مخاطبان رادیو اعلام کرد دقیقآ راس ساعت ۹:۴۸ اول آپریل به خاطر یک پدیده‌ی نجومی جاذبه‌ی زمین کم می‌شود و مردم می‌توانند با پریدن در همین لحظه حس معلق بودن در هوا را تجربه کنند. خیلی از کسانی که این حرف را باور کرده بودند و پریده بودند به BBC زنگ زدند و گفتند که موفق شده‌اند. این حس فقط به آنها تلقین شده بود.

- تصویر تلویزین سیاه سفید

۸- رنگی شدن تلویزیون: در سال ۱۹۶۲ در سوئد فقط یک کانال تلویزیونی وجود داشت و همه‌ی تلویزیون ها هم سیاه سفید بودند ، در همین حین یکی از مهندسین شبکه‌ی تلویزیونی به استودیو پخش خبر آمد و به مردم اطلاع داد به لطف فناوری جدید همه‌ی مردم می‌توانند با کشیدن یک لایه نایلونی بر روی شیشه‌ی تلویزیون های خود تصاویر را رنگی دریافت کنند اما نهایتآ آنها مجبور شدند ۸ سال برای گرفتن تصاویر رنگی صبر کنند.

 

!!درخت اسپاگتی

۹- درخت ماکارونی: در سال ۱۹۵۷ شبکه‌ی BBC اعلام کرد کشاورزان سوییسی توانسته‌اند درخت ماکارونی بکارند و از آن ماکارونی برداشت می‌کنند. حتی تصاویرساختگی کوتاهی هم پخش شد که باعث شد خیلی از مردم باور کنند. BBC بعدآ اعلام کرد افراد زیادی تماس گرفتند و در مورد نحوه‌ی کاشتن ماکارونی از ما سوال کردند.

-

دیجیتالی شدن ساعت بیگ بن انگلیس


 

 

۱۰- ساعت Big Ben دیجیتال می‌شود: در سال ۱۹۸۰ BBC اعلام کرد ساعت Big Ben که یکی از بناهای تاریخی انگلیس به شمار می‌رود قرار است دیجیتال شود. BBC بلافاصله با تماس های زیادی مواجه شد که اکثرآ خواستار لغو این طرح بودند.




موضوع: روانشناسی  | نویسنده: yashar | تاریخ: پنجشنبه 15 اسفند 1387

اگر بتوانید ظرف ۳ ثانیه صورت مردی را در میان دانه های قهوه در عکس زیر پیدا کنید، نیم کره راست مغز شما، بهتر از افراد دیگر پرورش یافته است. اگر بین ۳ ثانیه تا یک دقیقه طول بکشد، نیم کره راست مغز شما به صورت عادی پرورش یافته است. اگه بین یک دقیقه تا سه دقیقه طول بکشد، یعنی سمت راست مغز شما کند عمل میکند و باید پروتئین بیشتری مصرف کنید. اگر هم بعد از سه دقیقه هنوز نتوانستید آنرا پیدا کنید،پیشنهاد میشود بیشتر به دنبال انجام اینگونه تست ها باشید تا آن بخش از مغزتان قوی تر بشود

.




موضوع: عرفان و فلسفه  | نویسنده: yashar | تاریخ: پنجشنبه 15 اسفند 1387


به
ستاره ها نگاه کن. به چشمک زدنشون بخند. اما بهشون دل نبند ، چون چشمک هاشون از روی عادته
Look at the stars, laugh to their winking, but don't love them, because their winks are just from habit.
------------ --------- --------- ---------
ای خدای بزرگ به من کمک کن
تا وقتی می خواهم درباره راه رفتن کسی قضاوت کنم، کمی با کفشهای او راه بروم
O my God, help me that when I want to judge about one walking, first I walk little with his shoes.

هیچ می دانی فرصتی که ازآن بهره نمی گیری ، آرزوی دیگران است؟!
Do you know? A fortune that you don't use, is others wish.



موضوع: عکس  | نویسنده: yashar | تاریخ: چهارشنبه 14 اسفند 1387

ماجرای اسب آبی بعد از سونامی که فکر میکند لاک ‍‍‍‍‍\‍شت مادرش است



موضوع: روانشناسی  | نویسنده: yashar | تاریخ: سه شنبه 13 اسفند 1387

هشت راه آسان برای پذیرفته شدن در مصاحبه استخدامی

مصاحبه های شغلی می توانند بهانه ای برای پدید آمدن و افزایش انواع استرسها شوند. از نگرانی هایی در مورد سؤالات در زمینه عملکرد گرفته تا ترافیک سنگین راه.

تمام مصاحبه های شغلی در حقیقت بر اساس تنها چند اصل اساسی بنیان نهاده شده اند. شما می توانید با تمرکز بر این هشت اصل اساسی استرس خود را کاهش داده و پذیرفته شوید:  

 

1- قبل از اینکه به مصاحبه بروید، (و یا حتی برای شغلی درخواست دهید) در مورد آن تحقیق کنید.

درست قبل از اینکه مصاحبه اول را انجام دهید، قبل از اینکه با شما مصاحبه تلفنی انجام شود و قبل از اینکه حتی به آنها زنگ بزنید و رزومه حاوی مشخصات خود را بفرستید، این سؤال را بپرسید که آیا این مورد شرکتی هست که بخواهید در آن کار کنید؟ در مورد اینکه چرا می خواهید آنجا کار کنید حتماً مطمئن شوید. در صورتی که جواب منفی است، پس چرا خود و وقت خود را درگیر این مسأله کنید! این عمل می تواند از اینکه در مصاحبه تلفنی و یا حتی مصاحبه استخدامی، بیهوده شرمنده شوید، جلوگیری کند. شما باید قبل از مصاحبه بدانید که محصولات و خدمات شرکت چیست، اندازه آن چگونه است و درآمد سالانه آن (در صورتی که شرکت عام باشد) چه مقدار می باشد. شما همچنین باید به وب سایت آن شرکت مراجعه نموده و مطالب موجود در آن را مطالعه نمایید. مطمئناً بسیاری از آن شامل مبالغه هایی است که روابط عمومی انجام داده است؛ ولی با این حال، شما می توانید چیزهای باارزشی را شامل فهم اینکه چه محصولاتی را معرفی نموده اند، چه مواردی از موفقیتهای خود ذکر نموده اند و میزان بازدهی فعلی سهامشان و همچنین پروژه های جدیدی که برای رشد دارند را از آن بیرون بکشید. بسیاری از چالشهایی که ممکن است شرکت با آن مواجه شود، در این چند معرفی کوتاه در لفافه گفته شده است و برای شما دانستن و استفاده از این موارد بسیار سودمند و در طول مصاحبه بر مزیت شما می افزاید.

2-  مطمئن شوید که می توانید به پنج سؤال ذیل پاسخ دهید:

 الف- چرا شما اینجا هستید؟

به ایشان بگویید که چه چیزی از این شرکت شما را تحت تأثیر قرار داده است.

ب- چه کاری را می توانید برای ما انجام دهید؟

مهارتهایی که به نظر می رسد مورد احتیاج آنهاست را بگویید. ( از مهارتهایی که واقعاً دارید) همچنین مدارکی و شواهدی از گذشته خود که این مدعا را اثبات می کند، ذکر کنید.

ج- آیا شما با این شغل هماهنگ خواهید شد؟

نشان دهید که به چه اندازه ای می توانید در یک "تیم" نقش ایفا کنید. چند نمونه از مشارکتهایی که در زمینه اهداف اساسی شرکت داشته اید و نمونه های موفق از پروژه هایی که شما عضوی از آن بوده اید را ذکر کرده و نقش خود را در موفقیت هر کدام از پروژه ها توصیف نمایید.

د- چه چیزی شما را متفاوت می سازد؟

نمونه هایی که شما مسافت زیادی را طی نموده اید، و تلاش رو به جلوی فوق العاده ای داشته اید، و یا اینکه چالش خاصی در دوران کاری داشته اید که در آن پیروزشده و در نتیجه یک امتیاز مثبت نظیر یک قرارداد بزرگ به ارمغان آورده اید، یا پروژه ای را زودتر از برنامه زمانبندی شده به اتمام رسانده اید، به هدف یا مقداری رسیده اید که از حد تعادل بالاتر بوده است را برجسته کنید.  

ه – شما به چه مقدار هزینه خواهید داشت؟

شما نخواهید خواست که در اینجا در مورد میزان حقوق در اینجا صحبت کنید، اگر آنها این مسأله را مطرح کنند، فقط به خاطر کاستن از تشویش ذهنی شان در مورد اینکه آیا می توانند از عهده مخارج حقوق شما برآیند یا نه است. در این حالت شما باید نشان دهید که در حال حاضر فقط دوست دارید در حدود سیستم حقوقی جاری شان با آنها کار کنید.

در این وحله این مسأله را به همین حد و به صورت کلی نگه دارید. اگر آنها واقعاً بخواهند شما را استخدام کنند، راهی را پیدا خواهند کرد که آنچه را که شایسته شماست بپردازند. جواب این سؤال را برای موقعی که پیشنهاد شغل را در نهایت دریافت کردید، نگه دارید. هرگز در اولین مصاحبه، در مورد میزان حقوق صحبت نکنید، مگر اینکه آنها شما را در این رابطه تحت فشار قرار دهند؛ که در این صورت هم تنها به کلیات اکتفا کنید.

 

3- "داستان" و سرگذشت خود را برای تعریف کردن آماده کنید.

در مصاحبه شغلی، شرکت استخدام کننده می خواهد بداند که شما چه طور کارمندی خواهید بود. بهترین راه برای شما برای اینکه این مسأله را به آنان نشان دهید این است که ابتکار به خرج دهید و چند سرگذشت شخصی که می توانید، برایشان تعریف کنید. (این مورد باید در حدود نیم دقیقه تا حداکثر یک و نیم دقیقه باشد) این مسأله شبیه یک پیام بازرگانی کوتاه برای معرفی شما خواهد بود. شما می توانید با پرداختن به داستانی در حول و حوش مثالهایی از کارراهه شغلیتان، به سؤالاتی از قبیل "در مورد خودتان کمی صحبت کنید" پاسخ دهید. از سوی دیگر شما می توانید در مورد اینکه آیا برای شرکت فعلی/قبلی خود درآمدزایی داشته اید یا در هزینه هایش صرفه جویی نموده اید؛ با چه بحرانهایی در زندگی شخصی و یا شغلی مواجه شده اید و واکنش شما چه بوده و یا از آن چه آموخته اید، چطور با اعضای تیم برای تکمیل یک پروژه حیاتی یا رسیدن به اهداف شرکتی مشارکت نموده اید نیز صحبت کنید. داستانها و سرگذشتهای شما باید هرکدام تکه ای از پاسخ به سؤال فوق الذکر باشند.

 

4- پیشاپیش لیستی از سؤالاتی که شما می خواهید بپرسید تهیه کنید.

سؤالاتی را در مصاحبه نپرسید که باید تا پایان مصاحبه جوابی برای آنها یافته باشید. شما برای اینکه علاقه خود را نشان دهید، چند سؤال از مصاحبه کننده در مورد جزئیات شغل، پروژه ها، نیازهای فوری و چالشهایی که دارنده این شغل با آنها مواجه خواهد شد، بپرسید.

 

5- لباس مناسب برای یک مصاحبه شغلی بپوشید نه یک لباس شیک مخصوص مهمانی

وقتی که شک دارید، یک لباس از روی محافظه کاری بپوشید. شما می خواهید که لباس شما مناسب شغل باشد نه لباسی که خودتان ترجیح می دهید در طول مصاحبه بپوشید و خودتان خوشتان بیاید.

 

6- به زبان بدن (علائم غیر کلامی) خود دقت کنید.

بی قرار نباشید، با خودکارتان بازی نکنید، به صورت مکرر یقه یا موهای خود را صاف نکنید. در خاطر داشته باشید که زبان بدن نشانه های قوی در مورد احساسات، مقصود و افکار درونیتان به دیگران می فرستد. زبان بدن نامناسب از عصبی بودن و یا اعتماد به نفس پایین نشأت می گیرد. شما می توانید با خوب آماده شدن پیش از مصاحبه شغلی از عصبانیت خود کاسته و بر اعتماد به نفس خود بیافزایید.

 

7- با پرسیدن این سؤال که "مرحله بعدی چیست" مصاحبه را به پایان برسانید.

شما تا اینجای قضیه پیش رفته اید. حالا حق شماست که بدانید در پیآمد این جلسه چه اتفاقی روی خواهد داد. شما مسئول پرسیدن این سؤال ساده برای پایان دادن به جلسه خواهید بود. منتظر مصاحبه کننده نمانید. شما شایسته این هستید که جواب این سؤال را قبل از ترک اتاق داشته باشید.

 

8- یک نامه برای تشکر از مصاحبه بفرستید.

این کار را در صورت امکان در 24 ساعت اول بعد از مصاحبه انجام دهید. یک دستنوشته واقعاً شما را از بقیه کسانی که برای آن سمت مصاحبه شده اند، متفاوت می کند.

 

خلاصه:

از آنجا که شما هفته ها منتظر این لحظه بوده اید، مقدار زیادی از این کار پیشاپیش، تاکنون انجام شده است. انجام همه هشت مرحله پیش گفته شده  برای هر مصاحبه ای، به مقدار قابل ملاحظه ای شانس شما را برای قبولی افزایش خواهد داد و قدم بسیار ارزشمندی در جهت نیل به شغلی که بسیار دوست دارید، خواهد بود.

مصاحبه های شغلی می توانند بهانه ای برای پدید آمدن و افزایش انواع استرسها شوند. از نگرانی هایی در مورد سؤالات در زمینه عملکرد گرفته تا ترافیک سنگین راه.

تمام مصاحبه های شغلی در حقیقت بر اساس تنها چند اصل اساسی بنیان نهاده شده اند. شما می توانید با تمرکز بر این هشت اصل اساسی استرس خود را کاهش داده و پذیرفته شوید:  

 

1- قبل از اینکه به مصاحبه بروید، (و یا حتی برای شغلی درخواست دهید) در مورد آن تحقیق کنید.

درست قبل از اینکه مصاحبه اول را انجام دهید، قبل از اینکه با شما مصاحبه تلفنی انجام شود و قبل از اینکه حتی به آنها زنگ بزنید و رزومه حاوی مشخصات خود را بفرستید، این سؤال را بپرسید که آیا این مورد شرکتی هست که بخواهید در آن کار کنید؟ در مورد اینکه چرا می خواهید آنجا کار کنید حتماً مطمئن شوید. در صورتی که جواب منفی است، پس چرا خود و وقت خود را درگیر این مسأله کنید! این عمل می تواند از اینکه در مصاحبه تلفنی و یا حتی مصاحبه استخدامی، بیهوده شرمنده شوید، جلوگیری کند. شما باید قبل از مصاحبه بدانید که محصولات و خدمات شرکت چیست، اندازه آن چگونه است و درآمد سالانه آن (در صورتی که شرکت عام باشد) چه مقدار می باشد. شما همچنین باید به وب سایت آن شرکت مراجعه نموده و مطالب موجود در آن را مطالعه نمایید. مطمئناً بسیاری از آن شامل مبالغه هایی است که روابط عمومی انجام داده است؛ ولی با این حال، شما می توانید چیزهای باارزشی را شامل فهم اینکه چه محصولاتی را معرفی نموده اند، چه مواردی از موفقیتهای خود ذکر نموده اند و میزان بازدهی فعلی سهامشان و همچنین پروژه های جدیدی که برای رشد دارند را از آن بیرون بکشید. بسیاری از چالشهایی که ممکن است شرکت با آن مواجه شود، در این چند معرفی کوتاه در لفافه گفته شده است و برای شما دانستن و استفاده از این موارد بسیار سودمند و در طول مصاحبه بر مزیت شما می افزاید.

2-  مطمئن شوید که می توانید به پنج سؤال ذیل پاسخ دهید:

 الف- چرا شما اینجا هستید؟

به ایشان بگویید که چه چیزی از این شرکت شما را تحت تأثیر قرار داده است.

ب- چه کاری را می توانید برای ما انجام دهید؟

مهارتهایی که به نظر می رسد مورد احتیاج آنهاست را بگویید. ( از مهارتهایی که واقعاً دارید) همچنین مدارکی و شواهدی از گذشته خود که این مدعا را اثبات می کند، ذکر کنید.

ج- آیا شما با این شغل هماهنگ خواهید شد؟

نشان دهید که به چه اندازه ای می توانید در یک "تیم" نقش ایفا کنید. چند نمونه از مشارکتهایی که در زمینه اهداف اساسی شرکت داشته اید و نمونه های موفق از پروژه هایی که شما عضوی از آن بوده اید را ذکر کرده و نقش خود را در موفقیت هر کدام از پروژه ها توصیف نمایید.

د- چه چیزی شما را متفاوت می سازد؟

نمونه هایی که شما مسافت زیادی را طی نموده اید، و تلاش رو به جلوی فوق العاده ای داشته اید، و یا اینکه چالش خاصی در دوران کاری داشته اید که در آن پیروزشده و در نتیجه یک امتیاز مثبت نظیر یک قرارداد بزرگ به ارمغان آورده اید، یا پروژه ای را زودتر از برنامه زمانبندی شده به اتمام رسانده اید، به هدف یا مقداری رسیده اید که از حد تعادل بالاتر بوده است را برجسته کنید.  

ه – شما به چه مقدار هزینه خواهید داشت؟

شما نخواهید خواست که در اینجا در مورد میزان حقوق در اینجا صحبت کنید، اگر آنها این مسأله را مطرح کنند، فقط به خاطر کاستن از تشویش ذهنی شان در مورد اینکه آیا می توانند از عهده مخارج حقوق شما برآیند یا نه است. در این حالت شما باید نشان دهید که در حال حاضر فقط دوست دارید در حدود سیستم حقوقی جاری شان با آنها کار کنید.

در این وحله این مسأله را به همین حد و به صورت کلی نگه دارید. اگر آنها واقعاً بخواهند شما را استخدام کنند، راهی را پیدا خواهند کرد که آنچه را که شایسته شماست بپردازند. جواب این سؤال را برای موقعی که پیشنهاد شغل را در نهایت دریافت کردید، نگه دارید. هرگز در اولین مصاحبه، در مورد میزان حقوق صحبت نکنید، مگر اینکه آنها شما را در این رابطه تحت فشار قرار دهند؛ که در این صورت هم تنها به کلیات اکتفا کنید.

 

3- "داستان" و سرگذشت خود را برای تعریف کردن آماده کنید.

در مصاحبه شغلی، شرکت استخدام کننده می خواهد بداند که شما چه طور کارمندی خواهید بود. بهترین راه برای شما برای اینکه این مسأله را به آنان نشان دهید این است که ابتکار به خرج دهید و چند سرگذشت شخصی که می توانید، برایشان تعریف کنید. (این مورد باید در حدود نیم دقیقه تا حداکثر یک و نیم دقیقه باشد) این مسأله شبیه یک پیام بازرگانی کوتاه برای معرفی شما خواهد بود. شما می توانید با پرداختن به داستانی در حول و حوش مثالهایی از کارراهه شغلیتان، به سؤالاتی از قبیل "در مورد خودتان کمی صحبت کنید" پاسخ دهید. از سوی دیگر شما می توانید در مورد اینکه آیا برای شرکت فعلی/قبلی خود درآمدزایی داشته اید یا در هزینه هایش صرفه جویی نموده اید؛ با چه بحرانهایی در زندگی شخصی و یا شغلی مواجه شده اید و واکنش شما چه بوده و یا از آن چه آموخته اید، چطور با اعضای تیم برای تکمیل یک پروژه حیاتی یا رسیدن به اهداف شرکتی مشارکت نموده اید نیز صحبت کنید. داستانها و سرگذشتهای شما باید هرکدام تکه ای از پاسخ به سؤال فوق الذکر باشند.

 

4- پیشاپیش لیستی از سؤالاتی که شما می خواهید بپرسید تهیه کنید.

سؤالاتی را در مصاحبه نپرسید که باید تا پایان مصاحبه جوابی برای آنها یافته باشید. شما برای اینکه علاقه خود را نشان دهید، چند سؤال از مصاحبه کننده در مورد جزئیات شغل، پروژه ها، نیازهای فوری و چالشهایی که دارنده این شغل با آنها مواجه خواهد شد، بپرسید.

 

5- لباس مناسب برای یک مصاحبه شغلی بپوشید نه یک لباس شیک مخصوص مهمانی

وقتی که شک دارید، یک لباس از روی محافظه کاری بپوشید. شما می خواهید که لباس شما مناسب شغل باشد نه لباسی که خودتان ترجیح می دهید در طول مصاحبه بپوشید و خودتان خوشتان بیاید.

 

6- به زبان بدن (علائم غیر کلامی) خود دقت کنید.

بی قرار نباشید، با خودکارتان بازی نکنید، به صورت مکرر یقه یا موهای خود را صاف نکنید. در خاطر داشته باشید که زبان بدن نشانه های قوی در مورد احساسات، مقصود و افکار درونیتان به دیگران می فرستد. زبان بدن نامناسب از عصبی بودن و یا اعتماد به نفس پایین نشأت می گیرد. شما می توانید با خوب آماده شدن پیش از مصاحبه شغلی از عصبانیت خود کاسته و بر اعتماد به نفس خود بیافزایید.

 

7- با پرسیدن این سؤال که "مرحله بعدی چیست" مصاحبه را به پایان برسانید.

شما تا اینجای قضیه پیش رفته اید. حالا حق شماست که بدانید در پیآمد این جلسه چه اتفاقی روی خواهد داد. شما مسئول پرسیدن این سؤال ساده برای پایان دادن به جلسه خواهید بود. منتظر مصاحبه کننده نمانید. شما شایسته این هستید که جواب این سؤال را قبل از ترک اتاق داشته باشید.

 

8- یک نامه برای تشکر از مصاحبه بفرستید.

این کار را در صورت امکان در 24 ساعت اول بعد از مصاحبه انجام دهید. یک دستنوشته واقعاً شما را از بقیه کسانی که برای آن سمت مصاحبه شده اند، متفاوت می کند.

 

خلاصه:

از آنجا که شما هفته ها منتظر این لحظه بوده اید، مقدار زیادی از این کار پیشاپیش، تاکنون انجام شده است. انجام همه هشت مرحله پیش گفته شده  برای هر مصاحبه ای، به مقدار قابل ملاحظه ای شانس شما را برای قبولی افزایش خواهد داد و قدم بسیار ارزشمندی در جهت نیل به شغلی که بسیار دوست دارید، خواهد بود.

مصاحبه های شغلی می توانند بهانه ای برای پدید آمدن و افزایش انواع استرسها شوند. از نگرانی هایی در مورد سؤالات در زمینه عملکرد گرفته تا ترافیک سنگین راه.

تمام مصاحبه های شغلی در حقیقت بر اساس تنها چند اصل اساسی بنیان نهاده شده اند. شما می توانید با تمرکز بر این هشت اصل اساسی استرس خود را کاهش داده و پذیرفته شوید:  

 

1- قبل از اینکه به مصاحبه بروید، (و یا حتی برای شغلی درخواست دهید) در مورد آن تحقیق کنید.

درست قبل از اینکه مصاحبه اول را انجام دهید، قبل از اینکه با شما مصاحبه تلفنی انجام شود و قبل از اینکه حتی به آنها زنگ بزنید و رزومه حاوی مشخصات خود را بفرستید، این سؤال را بپرسید که آیا این مورد شرکتی هست که بخواهید در آن کار کنید؟ در مورد اینکه چرا می خواهید آنجا کار کنید حتماً مطمئن شوید. در صورتی که جواب منفی است، پس چرا خود و وقت خود را درگیر این مسأله کنید! این عمل می تواند از اینکه در مصاحبه تلفنی و یا حتی مصاحبه استخدامی، بیهوده شرمنده شوید، جلوگیری کند. شما باید قبل از مصاحبه بدانید که محصولات و خدمات شرکت چیست، اندازه آن چگونه است و درآمد سالانه آن (در صورتی که شرکت عام باشد) چه مقدار می باشد. شما همچنین باید به وب سایت آن شرکت مراجعه نموده و مطالب موجود در آن را مطالعه نمایید. مطمئناً بسیاری از آن شامل مبالغه هایی است که روابط عمومی انجام داده است؛ ولی با این حال، شما می توانید چیزهای باارزشی را شامل فهم اینکه چه محصولاتی را معرفی نموده اند، چه مواردی از موفقیتهای خود ذکر نموده اند و میزان بازدهی فعلی سهامشان و همچنین پروژه های جدیدی که برای رشد دارند را از آن بیرون بکشید. بسیاری از چالشهایی که ممکن است شرکت با آن مواجه شود، در این چند معرفی کوتاه در لفافه گفته شده است و برای شما دانستن و استفاده از این موارد بسیار سودمند و در طول مصاحبه بر مزیت شما می افزاید.

2-  مطمئن شوید که می توانید به پنج سؤال ذیل پاسخ دهید:

 الف- چرا شما اینجا هستید؟

به ایشان بگویید که چه چیزی از این شرکت شما را تحت تأثیر قرار داده است.

ب- چه کاری را می توانید برای ما انجام دهید؟

مهارتهایی که به نظر می رسد مورد احتیاج آنهاست را بگویید. ( از مهارتهایی که واقعاً دارید) همچنین مدارکی و شواهدی از گذشته خود که این مدعا را اثبات می کند، ذکر کنید.

ج- آیا شما با این شغل هماهنگ خواهید شد؟

نشان دهید که به چه اندازه ای می توانید در یک "تیم" نقش ایفا کنید. چند نمونه از مشارکتهایی که در زمینه اهداف اساسی شرکت داشته اید و نمونه های موفق از پروژه هایی که شما عضوی از آن بوده اید را ذکر کرده و نقش خود را در موفقیت هر کدام از پروژه ها توصیف نمایید.

د- چه چیزی شما را متفاوت می سازد؟

نمونه هایی که شما مسافت زیادی را طی نموده اید، و تلاش رو به جلوی فوق العاده ای داشته اید، و یا اینکه چالش خاصی در دوران کاری داشته اید که در آن پیروزشده و در نتیجه یک امتیاز مثبت نظیر یک قرارداد بزرگ به ارمغان آورده اید، یا پروژه ای را زودتر از برنامه زمانبندی شده به اتمام رسانده اید، به هدف یا مقداری رسیده اید که از حد تعادل بالاتر بوده است را برجسته کنید.  

ه – شما به چه مقدار هزینه خواهید داشت؟

شما نخواهید خواست که در اینجا در مورد میزان حقوق در اینجا صحبت کنید، اگر آنها این مسأله را مطرح کنند، فقط به خاطر کاستن از تشویش ذهنی شان در مورد اینکه آیا می توانند از عهده مخارج حقوق شما برآیند یا نه است. در این حالت شما باید نشان دهید که در حال حاضر فقط دوست دارید در حدود سیستم حقوقی جاری شان با آنها کار کنید.

در این وحله این مسأله را به همین حد و به صورت کلی نگه دارید. اگر آنها واقعاً بخواهند شما را استخدام کنند، راهی را پیدا خواهند کرد که آنچه را که شایسته شماست بپردازند. جواب این سؤال را برای موقعی که پیشنهاد شغل را در نهایت دریافت کردید، نگه دارید. هرگز در اولین مصاحبه، در مورد میزان حقوق صحبت نکنید، مگر اینکه آنها شما را در این رابطه تحت فشار قرار دهند؛ که در این صورت هم تنها به کلیات اکتفا کنید.

 

3- "داستان" و سرگذشت خود را برای تعریف کردن آماده کنید.

در مصاحبه شغلی، شرکت استخدام کننده می خواهد بداند که شما چه طور کارمندی خواهید بود. بهترین راه برای شما برای اینکه این مسأله را به آنان نشان دهید این است که ابتکار به خرج دهید و چند سرگذشت شخصی که می توانید، برایشان تعریف کنید. (این مورد باید در حدود نیم دقیقه تا حداکثر یک و نیم دقیقه باشد) این مسأله شبیه یک پیام بازرگانی کوتاه برای معرفی شما خواهد بود. شما می توانید با پرداختن به داستانی در حول و حوش مثالهایی از کارراهه شغلیتان، به سؤالاتی از قبیل "در مورد خودتان کمی صحبت کنید" پاسخ دهید. از سوی دیگر شما می توانید در مورد اینکه آیا برای شرکت فعلی/قبلی خود درآمدزایی داشته اید یا در هزینه هایش صرفه جویی نموده اید؛ با چه بحرانهایی در زندگی شخصی و یا شغلی مواجه شده اید و واکنش شما چه بوده و یا از آن چه آموخته اید، چطور با اعضای تیم برای تکمیل یک پروژه حیاتی یا رسیدن به اهداف شرکتی مشارکت نموده اید نیز صحبت کنید. داستانها و سرگذشتهای شما باید هرکدام تکه ای از پاسخ به سؤال فوق الذکر باشند.

 

4- پیشاپیش لیستی از سؤالاتی که شما می خواهید بپرسید تهیه کنید.

سؤالاتی را در مصاحبه نپرسید که باید تا پایان مصاحبه جوابی برای آنها یافته باشید. شما برای اینکه علاقه خود را نشان دهید، چند سؤال از مصاحبه کننده در مورد جزئیات شغل، پروژه ها، نیازهای فوری و چالشهایی که دارنده این شغل با آنها مواجه خواهد شد، بپرسید.

 

5- لباس مناسب برای یک مصاحبه شغلی بپوشید نه یک لباس شیک مخصوص مهمانی

وقتی که شک دارید، یک لباس از روی محافظه کاری بپوشید. شما می خواهید که لباس شما مناسب شغل باشد نه لباسی که خودتان ترجیح می دهید در طول مصاحبه بپوشید و خودتان خوشتان بیاید.

 

6- به زبان بدن (علائم غیر کلامی) خود دقت کنید.

بی قرار نباشید، با خودکارتان بازی نکنید، به صورت مکرر یقه یا موهای خود را صاف نکنید. در خاطر داشته باشید که زبان بدن نشانه های قوی در مورد احساسات، مقصود و افکار درونیتان به دیگران می فرستد. زبان بدن نامناسب از عصبی بودن و یا اعتماد به نفس پایین نشأت می گیرد. شما می توانید با خوب آماده شدن پیش از مصاحبه شغلی از عصبانیت خود کاسته و بر اعتماد به نفس خود بیافزایید.

 

7- با پرسیدن این سؤال که "مرحله بعدی چیست" مصاحبه را به پایان برسانید.

شما تا اینجای قضیه پیش رفته اید. حالا حق شماست که بدانید در پیآمد این جلسه چه اتفاقی روی خواهد داد. شما مسئول پرسیدن این سؤال ساده برای پایان دادن به جلسه خواهید بود. منتظر مصاحبه کننده نمانید. شما شایسته این هستید که جواب این سؤال را قبل از ترک اتاق داشته باشید.

 

8- یک نامه برای تشکر از مصاحبه بفرستید.

این کار را در صورت امکان در 24 ساعت اول بعد از مصاحبه انجام دهید. یک دستنوشته واقعاً شما را از بقیه کسانی که برای آن سمت مصاحبه شده اند، متفاوت می کند.

 

خلاصه:

از آنجا که شما هفته ها منتظر این لحظه بوده اید، مقدار زیادی از این کار پیشاپیش، تاکنون انجام شده است. انجام همه هشت مرحله پیش گفته شده  برای هر مصاحبه ای، به مقدار قابل ملاحظه ای شانس شما را برای قبولی افزایش خواهد داد و قدم بسیار ارزشمندی در جهت نیل به شغلی که بسیار دوست دارید، خواهد بود.




موضوع: روانشناسی  | نویسنده: yashar | تاریخ: سه شنبه 13 اسفند 1387

مردی در کنار جاده، دکه­ای درست کرد و در آن ساندویچ می­فروخت. چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت. چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی­خواند. او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ­های  خود را شرح داده بود. خودش هم کنار دکه­اش می­ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می­کرد و مردم هم می­خریدند.

کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیادتر کرد. وقتی پسرش از مدرسه نزد او آمد به کمک او پرداخت. سپس کم­کم وضع عوض شد. پسرش گفت: پدر جان، مگر  به اخبار رادیو گوش نداده­ای؟ اگر وضع پولی کشور به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود می­آید. باید خودت را برای این کسادی آماده کنی. پدر با خود فکر کرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته به اخبار رادیو گوش می­دهد و روزنامه هم می­خواند پس حتماً آنچه می­گوید صحیح است. بنابراین کمتر از گذشته نان و گوشت سفارش داده و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در کنار دکه خود نمی­ایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمی­کرد. فروش او ناگهان شدیداً کاهش یافت. او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت: پسرجان حق با توست. کسادی عمومی شروع شده است.

 

افغانی­ها ضرب­المثلی دارند بدین مضمون که اگر کسی به تو گفت اسب به او اعتمادنکن اما اگر دو نفر پیدا شندن و به تو گفتند کمی درباره خودت فکر کن. اما اگر سه نفر پیدا شندن و به تو گفتند که اسبی حتماً یک زین برای خودت سفارش بده. این ضرب­المثل به خوبی اثر القاعات منفی دیگران را بر ما نشان می­دهد.

آنتونی رابینز یک حرف بسیار خوب در این باره زده که جالبه بدونید: اندیشه­های خود را شکل ببخشید در غیر اینصورت دیگران اندیشه­های شما را شکل می­دهند. خواسته­های خود را عملی سازید وگرنه دیگران برای شما برنامه­ریزی می­کنند.

در واقع اون پدر داشت بهترین راه برای کاسبی رو انجام می­داد اما به خاطر افکار پسرش، تصمیمش رو عوض کرد و افکار پسر اونقدر روی اون تأثیر گذاشت که فراموش کرد که خودش داره باعث ورشکستگی می­شه و تلقین بهران مالی کشور، باعث شد که زندگی اون آدم عوض بشه.

گاهی اوقات ما اونقدر به افکار دیگران توجه می­کنیم و به اونها اعتماد بی­خودی می­کنیم که نه تنها زندگی خودمون رو خراب می­کنیم بلکه حتی دیگه چیز دیگه­ای رو نمی­بینیم و چشمامون به روی  حقیقت­ها بسته می­بندیم.

خداوند به همه ما فکر، فهم و شعور بخشیده تا بتونیم فرق بین خوب و بد رو تشخیص بدیم. بهتره قبل از اینکه دیگران برای ما تصمیماتی بگیرن که بعد ما رو پشیمون کنه، کمی فکر کنیم و راه درست رو انتخاب کنیم و با انتخاب یک هدف درست از زندگی لذت ببریم. چون زندگی مال ماست.

اگر در مورد این ایمیل نظری دارید به ادرس زیر مراجعه كنید و در قسمت نظرات نظر خود را بیان فرمایید.




موضوع: حقیقت عرفان و فلسفه  | نویسنده: yashar | تاریخ: سه شنبه 13 اسفند 1387

( نصایح زرتشت به پسرش )

 

آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر

قبل از جواب دادن فکر کن

هیچکس را تمسخر مکن

نه به راست و نه به دروغ قسم مخور

خود برای خود، زن انتخاب کن

به شرر و دشمنی کسی راضی مشو

تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما

کسی را فریب مده تا دردمندنشوی

از هرکس و هرچیز مطمئن مباش

فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی

بیگناه باش تا بیم نداشته باشی

سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی

با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی

راستگو باش تا استقامت داشته باشی

متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی

دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی

معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی

دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی

مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی

سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی

روح خود را به خشم و کین آلوده مساز

هرگز ترشرو و بدخو مباش

در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند

اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده

دورو و سخن چین مباشانجمن نزدیک دروغگو منشین

چالاک باش تا هوشیار باشی

سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی

اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری

با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد

مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند

 




موضوع: سلامتی آیا میدانید  | نویسنده: yashar | تاریخ: سه شنبه 13 اسفند 1387


به نام خدا

 


سكته مغزی

 

   در یک گاردن پارتی خانم ژولی پایش به سنگی خورد
  وبا پشقاب غذا در دستش به زمین خورد، علت زمین
  خوردنش کفش جدید ش بود که هنوز به آن عادت نکرده بود.


  دوستان کمک کرده و او را از زمین بلند و بر نیمکتی
  نشاندند و جویای حالش شدند.جواب داد حالش خوب است وناراحتی ندارد.
  مهماندار پشقاب جدیدی با غذا به ایشان داد.


  خانم ژولی بعد از ظهر خوبی را به اتفاق دوستانش گذراند
  و بسیار راضی به اتفاق همسرش به خانه برگشت.



  چند ساعت بعد همسر ژولی به دوستانی که در
  گاردن پارتی بودند تلفن کرد و اطلاع داد که
  ژولی را به بیمارستان برده اند.


  خانم ژولی در ساعت 18 همان روز در بیمارستان
  فوت کرد و پزشگان علت مرک را سکته مغزی
A..V.C (Accident vasculaire cöébral  )
  تشخیص دادند.



  چند لحظه از وقت خود را به مطالبی که در پی
  می آیند معطوف کنید، شایدروزی شما با چنین اتفاقی
  برخورد کنید و بتوانید زندگی شخصی را نجات دهید



  یک متخصص اعصاب (نرولوگ ) می گوید:
  بعد از یک ضربه مغزی که منجر به خون ریزی
  رگی در ناحیه مغز شده،اگر شخص ضربه دیده را
  در زمانی کمتر از سه ساعت به بیمارستان برسانند
  امکان بر طرف کردن حادثه و نجات شخص بسیار
  زیاد است. ولی همواره باید قادر به تشخیص حادثه
  بود و این عمل بسیار ساده است.



  پزشک متخصص می گوید مهمترین وظیفه تشخیص
  حادثه خون ریزی مغزی است و بعد از تشخیص و قبل از
  سه ساعت باید شخص را به پزشک رساند.

 



  متخصص می گوید یک شاهد حادثه با آشنا بودن به علائم خون ریزی مغزی می
  تواند با سه سئوال ساده از مریض به سهولت او را نجات دهد.اگر در آن گاردن
  پارتی یک نفر سئوالهای زیر را از ژولی کرده بود حتما" ژولی زیبا و جوان
  اکنون زنده بود..
 


  1 ــ از بیمار یا شخص ضربه مغزی خورده بخواهید به خندد.

  2 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید دو دستش را بالا نگه دارد.

  3ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید یک جمله ساده را تکرار کند.
  مثلا" بگوید خورشید در آسمان بسیار خوب می درخشد.
 


  اگر بیمار یا شخص ضربه خورده قادر به انجام یکی از این کارها نباشد باید
  فوری اورژانس را خبر کرده و بیمار را به بیمارستان منتقل کرده و به مسئول
  مربوطه عدم اجرای یک یا چند اعمال فوق را اطلاع داده تا ایشان پزشک را در
  جریان گذارد.




موضوع: عکس  | نویسنده: yashar | تاریخ: سه شنبه 13 اسفند 1387

www.FunAndFunOnly.net


موضوع: عمومی  | نویسنده: yashar | تاریخ: سه شنبه 13 اسفند 1387

زاینده رود خشك شد!


 

جام جم آنلاین: «زاینده رود» ، منبع طراوت و سرسبزی اصفهان كه همواره الهام بخش شاعران و هنرمندان و فراخواننده گردشگرانی از همه عالم به سوی «نصف جهان» بوده است، اكنون در آخرین ماه سال، به خشكرودی تبدیل گشته كه با دیدن آن، آهی جانسوز از نهاد هر عاشق وطن و طبیعت بر می آید. تازه ترین تصاویر زاینده رود را پیش رو دارید. گزارش: محمدرضا نادری عكس: مهر

زاینده رود كه بزرگترین رودخانه مركزی ایران به شمار می رود و همواره ، نقش مهمی در بافت اجتماعی و اقتصادی اصفهان داشته است، در سالهای اخیر بر اثر خشكسالی های پیاپی ، با كمبود آب و حتی خشكی روبرو شده اما خشك شدن آن در اسفندماه كه علی القاعده باید یكی از پرآب ترین ماهها باشد ، تاسف بارتر است.





| نویسنده: yashar | تاریخ: سه شنبه 6 اسفند 1387


Sweet Loving Gifts:Chocolate Truffles and Dates filled with …

هدایای شیرین عشق: شکلات ترافل و خرما پرشده با پاته بادامی ( به زبان فرانسه)  
10 - February - 2009


زیرنویس     دانلود     If you want to add this video in your blog or on your personal home page, Please click the fallowing link to copy source code  copy source code  




Vegan Chocolate Amasake Brownies (In English)

کیک های شکلاتی کوچک آماسیک (به زبان انگلیسی)  
9 - February - 2009


زیرنویس     دانلود     If you want to add this video in your blog or on your personal home page, Please click the fallowing link to copy source code  copy source code  




Preparing for Valentine's Day, Part 1: Baking Heart-sha…

آماده شدن برای روز والنتاین (روز عشاق) – قسمت ۱، آماده کردن شیرینی های شکل دار از روی عشق  
5 - February - 2009
قسمت ۱
قسمت ۲

زیرنویس     دانلود     If you want to add this video in your blog or on your personal home page, Please click the fallowing link to copy source code  copy source code  




Greens Vegetarian Restaurant: A Veggie Haven in Manila, Phil…

رستوران گیاهی گرینز: یک بهشت از غذاهای گیاهی در مانیل، فیلیپین (به زبان تاگالوگ)  
4 - February - 2009


زیرنویس     دانلود     If you want to add this video in your blog or on your personal home page, Please click the fallowing link to copy source code  copy source code  



| نویسنده: yashar | تاریخ: سه شنبه 6 اسفند 1387



مایونز وگان و املت بدون تخم مرغ اسپانیایی ( به زبان اسپانیایی)  
17 - February - 2009


زیرنویس     دانلود     If you want to add this video in your blog or on your personal home page, Please click the fallowing link to copy source code  copy source code  




Succulent Southwest Rice Creations with Chef Jason Wyrick

انواع برنج های مختلف جنوب غربی با سرآشپز جیسن وایریک  
16 - February - 2009


زیرنویس     دانلود     If you want to add this video in your blog or on your personal home page, Please click the fallowing link to copy source code  copy source code  




An Afternoon in Sweden:Fresh Coffee and Coffee Cake (In Swed…

بعد از ظهری در سوئد: قهوه تازه و کیک قهوه ای (به زبان سوئدی)  
13 - February - 2009


زیرنویس     دانلود     If you want to add this video in your blog or on your personal home page, Please click the fallowing link to copy source code  copy source code  




Creamy Mushroom Stroganoff Delight

استروگانوف خامه ای قارچ لذید  
12 - February - 2009



زیرنویس     If you want to add this video in your blog or on your personal home page, Please click the fallowing link to copy source code  copy source code  




A Delicious Paraguayan Tradition: Vegan So’o Apu’a (Vega…

یک غذای سنتی پاراگوئه ایی خوشمزه "سو آپوا" گیاهی وگان (کوفته گوشت وگان) (به زبان گوارانی)  
11 - February - 2009


زیرنویس     دانلود     If you want to add this video in your blog or on your personal home page, Please click the fallowing link to copy source code  copy source code  



موضوع: آشپزی (گیاهخواری )  | نویسنده: yashar | تاریخ: سه شنبه 6 اسفند 1387

Philippine Favorites:Coconut Taro Leaves and Halo-Halo Desse…

غذای محبوب فیلیپینی: برگ های گیاه گوش فیل با نارگیل همراه با دسر هالو هالو ( به زبان تاگالوگ)  
12 - January - 2009


زیرنویس     دانلود     If you want to add this video in your blog or on your personal home page, Please click the fallowing link to copy source code  copy source code  








موضوع: آشپزی (گیاهخواری )  | نویسنده: yashar | تاریخ: سه شنبه 6 اسفند 1387

Making Lemon Poppy Zing Cake with Chef and Author Sharon Val…

پخت کیک خوشمزه لیمو و خشخاش با آشپز و نویسنده شرون ویلنچیک  
9 - January - 2009


زیرنویس     دانلود     If you want to add this video in your blog or on your personal home page, Please click the fallowing link to copy source code  copy source code  




موضوع: آشپزی (گیاهخواری )  | نویسنده: yashar | تاریخ: سه شنبه 6 اسفند 1387

Persian Tomato Lentil Rice with Almond Milk Refreshments (In…

عدس پلو با گوجه با نوشیدنی ها شیر بادام و ماست وگان (به زبان فارسی)  
8 - January - 2009


زیرنویس     دانلود     If you want to add this video in your blog or on your personal home page, Please click the fallowing link to copy source code  copy source code  



موضوع: آشپزی (گیاهخواری )  | نویسنده: yashar | تاریخ: سه شنبه 6 اسفند 1387

Comforting Chickpea Soup and Exotic Spicy Black-Eyed Bean Cu…





سوپ مطبوع نخود و خورش کاری پر ادویه تُند لوبیای چشم بلبلی (به زبان هلندی)  
6 - January - 2009


زیرنویس     دانلود     If you want to add this video in your blog or on your personal home page, Please click the fallowing link to copy source code  copy source code  




موضوع: آشپزی (گیاهخواری )  | نویسنده: yashar | تاریخ: سه شنبه 6 اسفند 1387

Barbeque Tempeh with Pine Nut Couscous and Cabbage Salad (In…

کباب گیاهی تمپه (پروتئین گیاهی) با کوسکوس و دانه درخت کاج و سالاد کلم (به زبان انگلیسی)  
5 - January - 2009


زیرنویس     دانلود     If you want to add this video in your blog or on your personal home page, Please click the fallowing link to copy source code  copy source code  




موضوع: آشپزی (گیاهخواری )  | نویسنده: yashar | تاریخ: سه شنبه 6 اسفند 1387

Josephene Myrtle Corbin دختری با چهار پا بود. که در سال 1868 و در بخش Lincoln ایالت تنسی به دنیا آمد. نحوه اتصال پاهای اضافه وی نمونه نادری از اتصال دوقلوها را نشان میداد که به Dipygus مشهور بود که وی را دارای دو بدن کامل از کمر به پایین نموده بود.2 لگن خاسره و دو جفت پا که هر پای کوچک داخلی با پای خارجی دیگر جفت بودند. Josephene قادر به حرکت پاهای کوچکتر خود بود اما نمیتوانست برای راه رفتن از انها استفاده کند.در 19 سالگی با پزشکی به نام Clinton Bicknell ازدواج کرد که حاصل آن چهار فرزند دختر و یک پسر بود. او گفته بود که سه فرزند وی حاصل یک بارداری بوده اند و 2 فرزند دیگر حاصل یک بارداری دیگر. Myrtle در 6 می 1928 از دنیا رفت.

 

بخشی از کتاب Anomalies and Curiosities of Medicine نوشته George M. Gould and Walter L. Pyle:

خانم Myrtle در سن 20 سالگی چنین توصیف می شود: سالم و سر حال. خروج ادرار و مدفوع از دو بدن در زمانهای مختلف روی میدهد، اما قاعدگی برای هر دو جسم همزمان رخ میدهد. در سن 19 سالگی ازدواج کرده است و یکسال بعد، طرف چپ حامله شده است اما چهار ماه بعد بعلت تهوع مداوم و پایدار سقط جنین رخ داده است.
این پزشک می افزاید زمانی که من وی را از حامله شدن طرف چپ خبر دار کردم، وی بسیار متعجب شد زیرا به من گفت که همیشه از اندامهای تناسلی سمت راست خود برای آمیزش استفاده مینموده است!!

 


 





موضوع: عرفان و فلسفه  | نویسنده: yashar | تاریخ: سه شنبه 6 اسفند 1387

این یک داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده است

شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد

خانه های ژاپنی دارایفضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند

این شخص در حین خراب کردن دیوار دربین ان

مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش کوفته شده است

دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد

وقتی میخ را بررسی کرد تعجب کرد این میخ

ده سال پیش هنگامساختن خانه کوبیده شده بود!

چه اتفاقی افتاده؟

مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مونده !

در یک قسمت تاریک بدون حرکت

چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است

متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد

تو این مدت چکار می کرده؟

چگونه و چی می خورده؟

همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه

مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد

مرد شدیدا منقلب شد ده سال مراقبت

چه عشقی !

چه عشق قشنگی!

اگر موجود به این کوچکی بتواند عشق به این بزرگی داشته باشد

پس تصور کنید ما تا چه حدی می توانیم عاشق شویم

اگر سعی کنیم



موضوع: حقیقت آیا میدانید تاریخ  | نویسنده: yashar | تاریخ: سه شنبه 6 اسفند 1387



۱۰ اندیشــــــــه‌ای که مـــسیر تاریخ را عوض کرد

نشریه گاردین بخشی دارد به نام تاپ تن (Top 10) که در آن چهره‌هاس سرشناس ۱۰ کتاب یا موسیقی یا فیلم و یا اندیشه‌ی برتر یا بدتر را در زمینه‌ای مشخص انتخاب کنند. یکی از این موارد، انتخاب ۱۰ اندیشه‌ی تاریخ است. سه گزارش‌گر گاردین در گفت و گو با اساتید دانشگاه، ۱۰ اندیشه‌ای که مسیر تاریخ را عوض‌ کرده‌اند، به بحث گذاشته‌اند.


افلاطون

فلسفه‌ی افلاطون

در گفت و گو با انجی هابز، استاد فلسفه در دانشگاه واردیک

‌افلاطون اعتقاد داشت که همه‌ی آدم‌ها می‌خواهند به سعادت برسند و فلسفه‌ راهی است برای فهمیدن این‌که چطور می‌توان سعادتمند شد. فلسفه‌ی او در زمان خودش نظم جدیدی را پیشنهاد می‌کرد. یکی از رادیکال‌ترین افکار او، برابر انگاشتن سعادت و خوشبختی با هارمونی درونی روان انسان‌هاست.

اگر به اشعار هومر و دیگر شاعران یونانی که قبل از او زندگی می‌کردند، نگاه کنید؛ متوجه می‌شوید که پیش از افلاطون، خوشبختی مساله‌ی بیرونی بود و نه ذهنی. افلاطون گفت که عدالت و فضیلت در حقیقت در باطن ماست و در روح ما جا دارد.

ایده‌ی او پس از آن توسط مسیحیان بسط داده شد که نتیجه‌ا‌ش مفهوم «آگاهی» بود. این ایده، یکی از مهم‌ترین جریانات در تاریخ اخلاق و مذهب غرب است که تاثیر قابل توجه‌ای بر گسترش مسیحیت گذاشت.


گالیله

نظریه‌ی مرکزیت خورشید در جهان (کوپرنیکی)

در گفت و گو با رابرت مسی، عضو انجمن سلطنتی ستاره شناسی

اگرچه گالیله اولین کسی نبود که گفت زمین به دور خورشید می‌چرخد (حتا کوپرنیک هم اولین نفر نبود، طبق اسناد موجود، ستاره شناسی یونانی به نام آریستاکوس ۱۲۰۰ سال پیش از گالیله، این نظریه را مطرح کرده بود) اما کشف او به تئوری گردش زمین به دور خورشید، سندیت بخشید.

نظریه او پایه‌های اثباتی قدرتمندی داشت. او لکه‌های روی خورشید را کشف کرد و یکی از اولین افرادی بود که به وجود ماه‌هایی در سیاره‌ی مشتری پی برد.

این یافته‌ها نشان داد که زمین، تنها مرکز جهان نیست. او همچنین متوجه شد که کهکشان راه شیری، صرفاً یک مرکز تابش ندارد، بلکه متشکل از ستارگان متعددی است. این‌ها بزرگترین دستاوردهای عرصه‌ی ستاره شناسی است. مهم‌ترین کاری که گالیله انجام داد گشودن راه اندیشه‌ی کنکاش علمی در ستارگان با تلسکوپ و توانایی دیدن چیزهایی است که با چشم غیر مسلح نمی‌توان دید.


رنه دکارت

نظریه گرانش عمومی

در گفت و گو با مارتین ریز، پروفسور کیهان شناسی و فیزیک نجومی و استاد دانشگاه کمبریج

تئوری نیوتن، اولین سند برای اثبات این فرض بود که ریاضیات می‌تواند در فهم جهان طبیعی نقش داشته باشد.
حالا می‌توانیم کسوف را از یک قرن قبل، پیش‌بینی کنیم چون نظم مدار سیاره‌ها بسیار ساده است. اگر نیوتن نبود، شاید یک قرن یا بیشتر طول می‌کشید تا کسی پیدا شود و این نظریه را مطرح کند.

مفهوم نظم جهان (این‌که جهان تابع قواعد ریاضی است) در فرهنگ قرن هجدهم بسیار مهم بوده، نظریه‌ی جاذبه‌ی نیوتن هنوز هم اساس برنامه‌هایی است که هدف‌شان فرستادن کاوشگران فضایی به سیاره‌هاست.


ایزاک نیوتن

می‌اندیشم، پس هستم

در گفت و گو با جان کاتینگهام، پروفسور رشته‌ی فلسفه در دانشگاه ریدینگ و همکار گروه «یاران دکارت» کمبریج

دکارت با اعلام «‌می‌اندیشم، پس هستم»، موضوع اندیشیدن را در موضوع اصلی کنکاش قرار داد. او به جای آغاز بحث وجودی از فیزیک و جهان طبیعت، به سراغ اهمیت اندیشه‌ی فردی رفت و بین ذهن و ماده تفاوت قائل شد: محدوده‌ی علم که قابل اندازه‌گیری است و بخشی از واقعیت که نمی‌توان آن را به علم تعمیم دارد. این بخش اندیشه و آگاهی نام دارد.

دکارت را به درستی پدر فلسفه‌ی مدرن دانسته‌اند. دیدگاه او درباره‌ی اندیشه و آگاهی که آن را خارج از حوزه‌ی علم قرار داد، ایده‌ی بسیار مهمی بود که هنوز هم به آن می‌پردازیم. تفکر دکارت، امکان مطالعه‌ی جدی درباره‌ی ادراک و روانشناسی را فراهم آورد.


آدام اسمیت

اقتصاد آزاد آدام اسمیت

در گفت و گو با جوزف استیگلیتز، برنده جایزه‌ی نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۱

ایده‌ی بزرگ اقتصاد آدام اسمیت، یا یکی از لایه‌های آن، این بود که اگر افراد، شخصاً تمایل داشته باشند، توسط دست نامرئی به خیر عمومی می‌رسند. این نظریه، انقلابی در عرصه‌های اقتصادی بود. چون می‌گفت که برای تامین رفاه عمومی، نیازی به یک دیکتاتور خیرخواه نیست، بلکه فقط تجارت می‌تواند این هدف را محقق کند.

تئوری اسمیت زمینه‌ساز تاچرسیم و ایده‌هایی است که بانک جهانی در اختیار کشورهای در حال توسعه قرار می‌دهد. همچنین در لابه لای سیاست‌های بوش هم می‌توان تاثیر افکار اسمیت را دید. اما نظریه‌ی آدام اسمیت لایه‌ی دومی هم دارد که فعالان اقتصاد آزاد کمتر درباره‌اش حرف می‌زنند. این لایه از افکار اسمیت بر لزوم مداخله‌ی دولت‌ها در بعضی از زمینه‌ها تاکید می‌کند.

اگر‌ چه ایده‌ی «دست نامرئی» حالا دیگر اعتبارش را از دست داده است، اما همچنان تاثیرات بد و خوب زیادی دارد.به کمک ایده‌ی اسمیت، ما قدرت تجارت را درک می‌کنیم اما کم‌رنگ شدن مرزهای تجارت، با هجوم سوبسیدهای کشاورزی‌به کشورهای درحال توسعه همراه بوده است که در نتیجه‌ی آن، ظرفیت‌های کشاورزی در این کشورها نابوده شده و خط وقوع خشکسالی افزایش یافته است.


مری ولستون‌کرافت

جنبش آزادی زنان

در گفت و گو با لین سگال، پروفسور روانشناسی و مطالعات جنسیتی در دانشگاه برک‌بک

«احقاق حقوق زنان» (۱۹۷۲) بسیار مهم است چون نشان می‌دهد که زن‌ها همیشه یک پای تفکر رادیکال و اندیشه‌های آزادی‌خواهانه بوده‌اند. مری ولستون‌کرافت، منتقد همه‌ی ایده‌هایی بود که به زعم او، مفاهیم زنانه را تحقیر می‌کرد.

تا پایان قرن نوزدهم، زنان درگیر رادیکالیسم ولستون‌کرافت بودند(او اعتقاد داشت که زنان هم مثل مردان باید زندگی آزادانه را انتخاب کنند.) اما ظهور موج‌ دوم فیمینستی، تا دهه‌ی ۱۹۶۰ طول کشید تا زنان بار دیگر به اندیشه‌های ولستون‌کرافت باز گردند. سال‌های زیادی طول کشید تا این ایده در کل جهان گسترش یابد.

ولی فکر می‌کنم اگر ولستون‌کرافت هم نبود، کس دیگری پیدا می‌شد که این ایده را مطرح کند. او نقش مهمی داشت اما در مورد این ایده خاص، معتقد نیستم که تک‌چهره‌ها مسیر تاریخ را عوض کرده‌اند.


کارل مارکس

تحلیلِ مارکسیستی از کاپیتالیسم

در گفت و گو با تونی بن، نویسنده و سیاستمدار

این تحلیل مارکس، اهمیت زیادی دارد، چرا که توسعه‌ی کاپیتالیسم در جهان مدرن را مورد مطالعه قرار داد. به گفته‌ی مارکس، تضاد اصلی در جهان بین نژادها و جنسیت‌ها اتفاق نمی‌افتد، بلکه تضاد اصلی بین ۹۵ درصد کسانی که ثروت جهان را تولید می‌کنند، با پنج درصدی است که مالک آن همه ثروت هستند.

تحلیل او درباره‌ی منشا قدرت، به وضوح نشان می‌دهد که مردمی که استثمار می‌شوند، خود در شکل‌گیری آن نقش دارند. او بهترین توضیح را درباره‌ی آن‌چه در زمان خودش در جریان بود ارایه داد، تحلیلی که حتا در مورد وضعیت امروز هم صادق است. اگرچه کاپیتالیسم امروز قوی‌تر از هر زمانی است، اما مردم دارند می‌فهمند که منشاء قضیه کجاست.

برای مثال او به مردم کمک کرد که بفهمند آمریکا، برای به دست آوردن نفت به عراق حمله کرد. و قضاوت اخلاقی او را فراموش نکنید، هر کسی می‌تواند کتابی درباره‌ی کاپیتالیسم نوشته باشد، اما او گفت این اشتباه است. من فکر می‌کنم اندیشه‌های مارکس، ارتباط تنگاتنگی با دموکراسی دارد.

استالین با تحریف اندیشه‌های مارکس، به توجیه دیکتاتوری خود پرداخت. اما به خاطر آن نمی‌توان مارکس را مقصر دانست. همان‌طور که تفتیش عقاید کلیساهای اسپانیا (در قرن نوزدهم) ربطی به عیسی مسیح ندارد، استالین هم قرابتی با مارکس ندارد.


زیگموند فروید

نظریه‌ی ناخودآگاه

در گفت و گو با سوسی اورباک، روانکاو و پروفسور در رشته‌ی جامعه شناسی در مدرسه‌ی اقتصاد لندن

فروید درباره‌ی این مساله تحقیق کرد که رفتار انسان، توسط ناخودآگاه شکل می‌گیرد و به واسطه‌ی آن، فرد به سمت انجام اعمالی می‌رود که شاید در خود آگاه فرد لزومی بر انجامش نیست یا احساس نمی‌شود که خود فرد علاقه‌ای به انجامش داشته باشد.

فروید، اولین کسی بود که گفت اگر به انسان‌ها اجازه دهیم در یک محیطی حرف بزنند، در خواب‌ها و لغزش‌های زبانی خود چیزهایی را کشف می‌کنند که بسیار پیچیده‌تر و مهم‌تر از ماجرایی است که درباره‌اش صحبت می‌کنند.

او این فکر را مطرح کرد که ما می‌توانیم در ارتباط با دیگران کنجکاو باشیم، او ارتباط شخصیت با ذهن خود و ذهن دیگران را موضوع مطالعه قرار داد. تقریباً هر چیزی که ما درباره‌ی داستان‌های عاشقانه، هنر، فرهنگ، سینما، مشکلات جنسیتی می‌فهمیم، به نوعی لحظه‌ی فرویدی ربط پیدا می‌کند، لحظه‌ای که در آن ما متوجه می‌شویم که پیچیده‌تر از چیزی هستیم که فکرش را می‌کنیم.

حالا همه‌ی ما پسا‌فرویدی هستیم. ما معتقدیم که احساسات، بخش انتقادی چیزی است که فرد را بر می‌انگیزاند. حالا دیگر تمام بحث‌های مبتنی بر نژاد‌پرستی بی‌اعتبار شده‌اند.


آلبرت انیشتین

نظریه نسبیت

در گفت و گو با پروفسور برایان کاکس

نظریه‌ی انیشتین به طور کل جهان را تغییر داد. شاید در نگاه اول به چشم نیاید اما نسبیت، نظریه بسیار محکمی است. نظریه نسبیت می‌گوید همچنان که چیزی به نام زمان جهانی وجود ندارد و اگر در یک جای مشخص صدای تیک تیک ساعت را بشنوید، صدای تیک تیک در مکانی دیگر، سرعتی متفاوت دارد؛ بنابراین همه چیز غیرقطعی و مبهم است.

و البته این نظریه بنیاد همه‌ی نظریه‌های مدرنی است که درباره‌ی عملکرد جهان ارایه شده است: مغناطیس، تراشه‌های سیلیکونی، ترانزیستورها و... همه نظریه‌هایی است که بر پایه‌ی نظریه‌ی نسبیت مطرح شده‌اند.

بدون نسبیت، ما نمی‌توانیم نگاه مدرنی‌ به جهانی که هم اکنون در آن زندگی می‌کنیم، داشته باشیم. برای مثال، سیستم جی پی اس (جهت‌یاب ماهواره‌ای) بسیار شگفت‌انگیز است، چون بر اساس اندازه‌گیری تاخیر زمانی بین حرکت ماشین شما و حرکت ماهواره‌ها برمدار خود، عمل می‌کند.


تیم برنرزلی

وب جهان‌گستر

در گفت و گو با پروفسور جان ناوتون، استاد دانشگاه اوپن

در کمتر از دو دهه، فضای جهانی اینترنت از صفر به صدها و بلیون صفحه (هیچ‌کس نمی‌داند چقدر!) رسید و به هر فردی امکان داد که ناشر یا گوینده باشد. فضای جهانی اینترنت، موزه‌ی لوور را به لپ‌تاپ‌های شما آورد و حفظ رازها و چیزهای محرمانه را بسیار بسیار دشوار ساخت.

تیم برنرزلی، کسی که در سال‌های ۱۹۸۹-۹۰ به تنهایی فضای جهانی اینترنت را خلق کرد، گوتنبرگ زمان ماست. گوتنبرگ دستگاه چاپ با حروف متحرک را در سال ۱۴۵۵ اختراع کرد و به اصلاح‌طلبی دینی کمک کرد، اتوریته‌ی کلیسای کاتولیک را زیر سوال برد و امکان پیشرفت علوم مدرن را فراهم ساخت و جهان را شکل داد.

وب، فضا و دستاوردی مثال‌زدنی است. تلاش برای برآورد اهمیت بلند مدت ‌وب مثل تلاش برای پیش‌بینی تاثیر اختراع دستگاه چاپ است. کافی‌ست ۳۰۰ سال به عقب برگردیم تا اهمیت این دو را درک کنیم


موضوع: حقیقت  | نویسنده: yashar | تاریخ: سه شنبه 6 اسفند 1387

 

مطهری در کتاب حق و باطل جملاتی به این مضمون نوشته  :

از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :

چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند....

اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود...

این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم این‏ قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن‏ است مورد احترام است ..

تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است

اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمی‏کند ، بلکه‏ سنگ است که بطرف او پرتاب می‏شود

و این نشانه یک جامعه مرده است

ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که :

متکلم هستند نه‏ ساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه بی‏خبرتر .




موضوع: روانشناسی  | نویسنده: yashar | تاریخ: چهارشنبه 30 بهمن 1387

متن حكایت

ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌كرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می‌انداختند. دو سكه به او نشان می‌دادند كه یكی شان طلا بود و یكی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سكه نقره را انتخاب می‌كرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سكه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سكه نقره را انتخاب می‌كرد. تا اینكه مرد مهربانی از راه رسید و از اینكه ملا نصرالدین را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می‌آید و هم دیگر دستت نمی‌اندازند. ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌هایم. شما نمی‌دانید تا حالا با این كلك چقدر پول گیر آورده‌ام.

 

شرح حكایت 1 (دیدگاه بازاریابی استراتژیک)

ملا نصرالدین با بهره‌گیری از استراتژی تركیبی بازاریابی، قیمت كم‌تر و ترویج، كسب و كار «گدایی» خود را رونق می‌بخشد. او از یك طرف هزینه كمتری به مردم تحمیل می‌كند و از طرف دیگر مردم را تشویق می‌كند كه به او پول بدهند .

«اگر كاری كه می كنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشكالی ندارد كه تو را احمق بدانند.»

 

شرح حکایت 2 (دیدگاه سیستمی اجتماعی)

ملا نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی مردم داشته است. او به خوبی می دانسته که گداها از نظر مردم آدم های احمقی هستند. او می دانسته که مردم، گدایی – یعنی از دست رنج دیگران نان خوردن را دوست ندارند و تحقیر می کنند. در واقع ملانصرالدین با تایید باور مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است.

«اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی آنها احتمالا به تو کمک خواهند کرد. »




موضوع: عکس  | نویسنده: yashar | تاریخ: چهارشنبه 30 بهمن 1387

فیلم درباره الی با بازی گلشیفته فراهانی علاوه بر درخشش در چشنواره فیلم فجر ..در چشنواره برلین نیز جایزه ی بهترین کارگردانی را از آن خود کرد

به تصاویری از نشست مطبوعاتی فیلم "در باره الی" توجه کنید
 

 

 


بقیه عكس ها در ادامه مطلب




آخرین مطالب ارسالی


صفحات وبلاگ - تعداد کل صفحات: 27

  [...]  [5]  [6]  [7]  [8]  [9]  [10]  [11]  [...]