تبلیغات
پورتال علمی و آموزشی royaflash - گل آفتابگردان

آدرس آی پی:
سیستم عامل:
نسخه: بیت
اندازه تصویر:

پورتال علمی و آموزشی royaflash - گل آفتابگردان

ستیز من تنها با تاریکی است شمشیر نمیکشم چراغ می افروزم
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت

نویسندگان

تقویم


دسته بندی

لینک های سایت
موضوعات
اسلاید های آموزشی و[3]
کتاب و کتاب خوانی و[8]
شما چه فکرمیکنید ؟ (جدید) قسمتی برای شما و[1]
علمی و[105]
حقیقت و[57]
کامپیوتر و[64]
شبکه و امنیت شبکه و[12]
تالار بحث و گفتگو ( کامپیوتر ) و[2]
هک و[2]
linux و[26]
عرفان و فلسفه و[227]
عقیده ها و نظرات و[51]
آرایشی و زیبایی و[14]
روانشناسی و[61]
آیا میدانید و[34]
سلامتی و[25]
ادبی و[16]
اجتماعی و[16]
ورزشی و[4]
عمومی و[40]
تاریخ و[26]
دین و[17]
سرگرمی و[1]
اهرام مصر و[4]
بیوگرافی افراد و[22]
دنیای جاوا و[8]
کاریکاتور و[1]
هیپنوتیزم و ماورا الطبیه و[1]
دانلود نرم افزار و[5]
عجایب جهان ، یوفوها و موجودات فرا زمینی و[10]
اصطلاحات و[8]
توصیه ها و[5]
عجیب تر از علم (درمورد پدیده هایی که علم کنونی جوابی نتوانستهاند پیدا کنند) و[21]
سخنان حکیمانه و[4]
تالار بحث و گفتگو (*طوفان مغزی * بارش مغزی*)(عمومی) و[1]
عکس و[19]
آشپزی (گیاهخواری ) و[6]
آشپزی (سوپ ها) و[8]
آشپزی (سالاد) و[9]
آشپزی (دسر ها) و[7]
آشپزی (شیرینی) و[1]
sami yosof و[9]

نظر سنجی

آیا شما از اینکه در ایران زندگی میکنید راضی هستید ؟





لینک های روزانه

قالب وبلاگ
تاپ اسکین >> قالب وبلاگ و ابزار وبمستر

ارسال لینک

بخش ویژه

بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
بازدید کل:
کل مطالب:
[Translate to English]
RSS     ATOM
موضوع: عرفان و فلسفه  | نویسنده: yashar | تاریخ: پنجشنبه 1 مرداد 1388


گل آفتابگردان رو به نور می چرخد و آدمی رو به خدا.ما همه آفتابگردانیم.اگر آفتابگردان به خاك خیره شود و به تیرگی ، دیگر آفتابگردان نیست.آفتابگردان كاشف معدن صبح است و با سیاهی نسبت ندارد.این ها را گل آفتابگردان به من گفت و من تماشایش می كردم كه خورشید كوچكی بود در زمین و هر گلبرگش شعله ای بود و دایره ای داغ در دلش می سوخت
آفتابگردان به من گفت: (( وقتی دهقان بذرآفتابگردان را می كارد، مطمئن است كه اوخورشید را پیدا خواهد كرد. آفتابگردان هیچ وقت چیزی را با خورشید اشتباه نمی گیرد، اما انسان همه را با خدا اشتباه می گیرد. آفتابگردان راهش را بلد است و كارش را می داند. او جز دوست داشتن آفتاب و فهمیدن خورشید كاری ندارد. او همه زندگی اش را وقف نور می كند ، در نور به دنیا می اید و در نور میمیرد. نور می خورد و نور می زاید
دلخوشی افتابگردان تنها آفتاب است. آفتابگردان با آفتاب آمیخته است و انسان با خدا. بدون آفتاب ، آفتابگردان می میرد ، بدون خدا ، انسان.))  آفتابگردان گفت: روزی كه آفتابگردان به آفتاب بپیوندد ، دیگر آفتابگردانی نخواهد ماند و روزی كه تو به خدا برسی ، دیگر ((تویی)) نمی ماند.
و گفت من فاصله هایم را با نور پر می كنم ، تو فاصله ها را چگونه پر می كنی؟
آفتابگردان این را گفت و خاموش شد. گفت و گوی من و آفتابگردان نا تمام ماند. زرا كه او در آفتاب غرق شده بود. جلو رفتم بوییدمش، بوی خورشید می داد. تب داشت و عاشق بود. خداحافظی كردم ، داشتم می رفتم كه نسیمی رد شد و گفت: نام آفتابگردان همه را به یاد افتاب می اندازد ، نام انسان آیا كسی را به یاد خداوند خواهد انداخت؟
ان وقت بود كه شرمنده از خدا رو به افتاب گریستم 




آخرین مطالب ارسالی