تبلیغات
پورتال علمی و آموزشی royaflash - داستانی در مورد اولین دیدار «امت فاکس»، نویسنده و فیلسوف معاصر

آدرس آی پی:
سیستم عامل:
نسخه: بیت
اندازه تصویر:

پورتال علمی و آموزشی royaflash - داستانی در مورد اولین دیدار «امت فاکس»، نویسنده و فیلسوف معاصر

ستیز من تنها با تاریکی است شمشیر نمیکشم چراغ می افروزم
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت

نویسندگان

تقویم


دسته بندی

لینک های سایت
موضوعات
اسلاید های آموزشی و[3]
کتاب و کتاب خوانی و[8]
شما چه فکرمیکنید ؟ (جدید) قسمتی برای شما و[1]
علمی و[105]
حقیقت و[57]
کامپیوتر و[64]
شبکه و امنیت شبکه و[12]
تالار بحث و گفتگو ( کامپیوتر ) و[2]
هک و[2]
linux و[26]
عرفان و فلسفه و[227]
عقیده ها و نظرات و[51]
آرایشی و زیبایی و[14]
روانشناسی و[61]
آیا میدانید و[34]
سلامتی و[25]
ادبی و[16]
اجتماعی و[16]
ورزشی و[4]
عمومی و[40]
تاریخ و[26]
دین و[17]
سرگرمی و[1]
اهرام مصر و[4]
بیوگرافی افراد و[22]
دنیای جاوا و[8]
کاریکاتور و[1]
هیپنوتیزم و ماورا الطبیه و[1]
دانلود نرم افزار و[5]
عجایب جهان ، یوفوها و موجودات فرا زمینی و[10]
اصطلاحات و[8]
توصیه ها و[5]
عجیب تر از علم (درمورد پدیده هایی که علم کنونی جوابی نتوانستهاند پیدا کنند) و[21]
سخنان حکیمانه و[4]
تالار بحث و گفتگو (*طوفان مغزی * بارش مغزی*)(عمومی) و[1]
عکس و[19]
آشپزی (گیاهخواری ) و[6]
آشپزی (سوپ ها) و[8]
آشپزی (سالاد) و[9]
آشپزی (دسر ها) و[7]
آشپزی (شیرینی) و[1]
sami yosof و[9]

نظر سنجی

آیا شما از اینکه در ایران زندگی میکنید راضی هستید ؟





لینک های روزانه

قالب وبلاگ
تاپ اسکین >> قالب وبلاگ و ابزار وبمستر

ارسال لینک

بخش ویژه

بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
بازدید کل:
کل مطالب:
[Translate to English]
RSS     ATOM
موضوع: عقیده ها و نظرات عرفان و فلسفه آیا میدانید  | نویسنده: yashar | تاریخ: یکشنبه 11 مرداد 1388



داستانی در مورد اولین دیدار «امت فاکس»، نویسنده و فیلسوف معاصر، از رستوران سلف سرویس؛ هنگامی که برای نخستین بار به آمریکا رفت.وی که تا آن زمان، هرگز به چنین رستورانی نرفته بود در گوشه ای به انتظار نشست.با این نیت که از او پذیرایی شود.اما هرچه لحظات بیشتری سپری می شد ناشکیبایی او از اینکه می دید پیشخدمتها کوچکترین توجهی به او ندارند،شدت گرفت.از همه بدتر اینکه مشاهده می کرد کسانی پس از او وارد شده بودند و در مقابل بشقاب های پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند.وی با ناراحتی به مردی که بر سر میز مجاور نشسته بود،نزدیک شد و گفت:«من حدود بیست دقیقه است که در اینجا نشسته ام بدون آنکه کسی کوچکترین توجهی به من نشان دهد. حالا می بینم شما که پنج دقیقه پیش وارد شدید با بشقابی پر از غذا در مقابلتان اینجا نشسته اید!موضوع چیست؟مردم این کشور چگونه پذیرایی می شوند؟»مرد با تعجب گفت:« ولی اینجا سلف سرویس است.» سپس به قسمت انتهایی رستوران جایی که غذاها به مقدار فراوان چیده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد:« به آنجا بروید، یک سینی بردارید و هر چه می خواهید، انتخاب کنید،پول آن را بپردازید،بعد اینجا بنشینید و آن را میل کنید!» امت فاکس، که قدری احساس حماقت می کرد، دستورات مرد را پی گرفت.اما وقتی غذا را روی میز گذاشت ناگهان به ذهنش رسید که زندگی هم در حکم سلف سرویس است.همه نوع رخدادها،فرصت ها،موقعیتها،شادیها،سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد. در حالی که اغلب ما بی حرکت به صندلی خود چسبیده ایم و آن چنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم که چرا او سهم بیشتری دارد؟که هرگز به ذهنمان نمی رسد خیلی ساده از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است،سپس آنچه می خواهیم،برگزینیم.

  از کتاب: شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید/مسعود لعلی






آخرین مطالب ارسالی